كه فقط به منظور قيام حجت بر بيگانگان است .
قوله
أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
: حق سبحانه فرشتگان را شاهد معرفى فرموده . در خصوص بيگانگان كه در مقام پاسخ بر حسب فطرت روشن خود نبوده و با كمال تيرهگى و اضطرار اقرار نموده كه در عالم قيامت در مقام پاسخ به اين گفتار بيهوده برآمده كه پدران و نياكان ما در مقام كفر و شرك برآمده و ما در اثر اينكه گذشتگان ما گناهانى داشته و از نظر شرك در مقام مخالفت برآمده بانديشه فاسد سابقين نبايد فرزندان آنان را مورد عقوبت قرار داد ، استفاده مىشود كه فقط حق سبحانه فرشتگان را در بارهء بيگانگان شاهد معرفى فرموده است و در باره نفوس بشرى اصحاب يمين و اهل توحيد كه از پرتو انوار قدسيه و اشراقات آنان استفاده نموده و در مقام پاسخ برآمده اقرار آنان مشهود انوار قدسيه و نيز مورد شهادت آنان خواهند بود توضيح بيشترى در باره جمله هؤلاء حملة دينى و علمى و امنائى في خلقى و هم المسئولون نفس و خود شىء ذات و تمام آن موجود است و سبب مقوم هر موجودى اولى است باينكه آن نفس شىء موجود باشد زيرا مقوم سبب وجود و بقاء آنست و هر موجودى به لحاظ خود آن بطور امكان است و به لحاظ تثبيت آن واجب خواهد بود و وجود تأكيد و امكان ضعف نقص آنست از اين نظر سبب و مقوم شايستهتر است از اينكه نفس آن موجود شناخته شود .
از اين نظر وجود رسول صادع و اوصياء عليهم السّلام كه واسطه فيوضات تكوينى و تشريعى نسبت بجوامع بشرى و اسلامى هستند اولى هستند و باينكه نفوس بشرى و يا نفوس جامعه اسلامى شناخته شوند ، زيرا قوام همه شئون وجودى و تعليمى و تربيتى و حياتى دنيوى و سعادت حقيقى اخروى عموم مردم وابسته بوجود و بوساطت تعلمى رسول صادع و اوصياء عليهم السّلام خواهد بود .