شرح راوى معلى بن محمد گويد از امام عليه السّلام سؤال شد كيف علم اللَّه .
ظاهر آنست كه غرض سؤال از چگونگى علم و احاطه ساحت قدس ربوبى است .
آيا علم او بموجودات و جزئيات زمانى و مكانى است و مستند بعلم حضور غيبى و شهودى است و يا مستند بذات كبريائى كه سابق بر خلق عوالم است .
امام عليه السّلام پاسخ فرمود باينكه علم سابق بر وجود مخلوقات بمراتب خواهد بود به شش مرتبه سابقتر بوده است .
اول علم است زيرا علم مبدء همه افعال اختيارى است زيرا از فاعل مختار هرگز اراده فعلى صادر نخواهد شد جز در اثر قصد و اراده و نيز هرگز قصد براى او عارض نخواهد شد جز بعد از اينكه آن امر را تصور نمايد كه او را دعوت نموده باينكه به آن امر ميل و رغبت داشته و علم مبدء افعال اختيارى است با توجه و تذكر باينكه ذات قدس كبريائى مقتضى افاضه وجود است بر هر چه صلاحيت وجود داشته و فيض وجود نيز منبعث از ذات كبريائى خواهد بود بدون اينكه واسطهاى باشد بلكه نور هستى است كه هر موجودى شايستهاى را فرا خواهد گرفت و آغاز به موجود اشرف از نظر رابطه ذاتى افاضه وجود شده و بطريق تسلسل ساير موجودات را فرا خواهد گرفت و نتيجه افعال و افاضات كبريائى ساحت قدس بوده كه چنين اقتضاء افاضه وجود بر همه موجودات دارد و عوالم امكانى از حريم كبريائى منبعث و از فيوضات پى در پى او بهرمند شده بدون اينكه فايدهاى منظور باشد و غرض از فعل و اثر كه عوالم مظهر آنست ظهور مقام كبريائى در عوالم كه الگو و مسطورهاى از نظام شريف ربوبى خواهد بود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٧٠