تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
نخواهد بود از نظر اينكه مجرد از ماديت است و جنبه تدبير نسبت به بدن عنصرى و هم باجزاء آن دارد و همه اجزاء آن را تدبير مينمايد و هر يك به قدر ظرفيت آن از تدبير روح استفاده مينمايد و نسبت تدبير و احاطه روح و روان نسبت به بدن عنصرى و اجزاء آن نمونه‌اى از احاطه و قيوميت حق تعالى نسبت بعوالم امكانى است كه در همه شئون اعضاء و جوارح و حركات و سير و سلوك آنها از ترشحات تدبير و تحريك روح و روان است و همه ظهورى از روح خواهند بود . قوله تعالى
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ
: بطور عيان هر يك از موجودات جهان در اثر نيروى حسّى در حركت آمده و بسوى كمال متناسب ميرسد از جمله انسان كه غرض اصلى از جهان خلقت است و همچنين نور عينى كه از طريق روح و روان و نيروى اراده اعضاء و جوارح انسانى را به حركت در مياورد و به مقصد او را مىرساند و هر يك از نفوس بشرى رابطه مستقيم با نيروى غيبى و نور عقلى دارند كه مفارق و مجرد از تعلق به غير حق تعالى مىباشد و آن نور عقلى حامل روح و روان است كه از طريق عقيده و عمل او را بسوى مقصد سوق ميدهد و نيز بوسيله نيروى حسى بدن عنصرى خود را تأمين مىنمايد . بر حسب آيه كريمهء
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً
علماء نفس معتقدند كه روح هنگام دميدن آن به جنين فاقد همه گونه صورت ادراكى و شعورى مىباشد و سپس بتدريج بر آن صورتها و نقشه‌ها پديد مىآيد ولى در غير از علم و ادراك هويت خود مىباشد از نظر اينكه كريمه منصرف از ذات روح مىباشد . هم چنان كه بر حسب آيه كريمهء
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً
( حج 17 ) در صورتى كه ببداهت در دوره شيخوخيت و فرسودگى خود را مىشناسد و شاهد آنست كه مراد از آيه صورتهاى خارجى ادراكى است كه هنگام دميدن روح به جنين و يا نوزادگى فاقد همه گونه صورت ادراكى