و بالأخره همانطور كه در نظام تكليف از آنان پيروى مىنمايند و بوصايت و حجيت آنان معتقد هستند در عوالم ديگر نيز تبعيت آنان سبب ايمن بودن از خطر عقوبت بوده و مورد رحمت و مغفرت خواهند بود و در پيروى از اهل بيت عليهم السّلام در عوالم ديگر زندگى گوارا خواهند داشت و ثواب و اجر و پاداش آنان توسط اهل بيت اجراء خواهد شد .
زيرا اهل بيت عليهم السّلام بالاصالة مورد رحمت بوده و متنعم به همه گونه نعمتها خواهند بود و در اثر پيروى و به تبعيت آنان پيروان مكتب قرآن نيز متنعم خواهند بود و اهل بيت عليهم السّلام ارواح قدسيه حجت هستند و پيروان مكتب آنان توسط آنان متنعم خواهند بود و در باره پيروان مكتب قرآن حجت ذكر ننموده بلكه حجت آنان همان پيروى از اهل بيت خواهد بود و خود شخصا فاقد حجت هستند ، بلكه بوساطت اهل بيت نجاح خواهند يافت .
قوله
: و السامع العاصى لا حجة له
: گروهى از اهل ايمان كه دعوت مكتب قرآن را شنيده و از برنامه آن آگهى دارند و بوظايف دينى آشنا هستند ولى در مقام پذيرش و اطاعت بر نيامدهاند آنان متمرد و گناهكار بوده و فاقد حجت و دليل نسبت به گناهان خواهند بود ، زيرا تعليم و آموختن وظايف دينى يك ركن سعادت خواهد بود و ركن ديگر اطاعت و انقياد است و بر حسب عمل در مقام تمرد و عصيان بودهاند از اين نظر حجت ندارند و مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت ، ولى امكان دارد در اثر ايمان و تعلّم وظايف دينى مورد مغفرت و رحمت قرار بگيرند از نظر اينكه ركن سعادت ايمان و اعتقاد قلبى و تعليم وظايف است كه ممكن است گناه ايمان مورد رحمت و آموزش قرار بگيرند .
بعبارت ديگر اهل ايمان عاصى بطور اطلاق دليل براى نجاح و سعادت خود ندارند جز فضل ساحت كبريائى ، زيرا محتمل است به جهاتى مورد مغفرت