تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
و هر چه را واجد باشند آنها را ايجاد نموده‌اند و نسبت هر يك با ديگرى تضاد است و هر يك داراى درجات و مراتب است و شدت قوه متخيله هرگز محسوس خارجى نخواهد شد همچنين محسوس خارجى به ما هو خارجى در نيروى متخيله ايجاد نخواهد شد . قوه و نيروى واهمه بعينه قوه تعقل و جوهر عاقله است و مدركات آن نيز از جمله مدركات عقل است و فرق آنها به ضعف و شدت و قصور و كمال است و در صورتى كه قوه عاقله ناقص باشد لا محاله علاقه خواهد داشت بمواد احساس و نميتواند تعقل نمايد ، جز آنچه را كه آميخته به جهات مادى است و چه بسا در اثر ضعف و غلبه حواس و محسوسات بر آن نيرو حكم محسوس را بر غير محسوس حمل كند . بالاخره در صورتى كه قوه واهمه آميخته به صورت مادى است به آن قوه واهمه گويند ، پس از استقامت كه در ادراك نيرومند گشت و از علاقه به ماديات رهائى يافت آن را قوه تعقل گويند كه از جهات مادى تجرد خواهد داشت . و هر چه را كه قوه واهمه ادراك نمايد هرگز نيروى حس و احساس نميتواند آن را درك نمايد ، به خلاف عكس كه هر چه را كه نيروى حس ادراك نمايد نيروى مجرد خيال و عقلانى مىتواند ادراك نمايد به نحو وجود اتم و با تجزيه و تحليل ، چه اينكه نيروى وجود خيال قويتر و نيرومندتر است از نظر تجرد آن و سعهء ميدان احاطه وجودى آن قابل قياس به نيروى احساس نخواهد بود . زيرا ميدان حس وجود محدود و محصور است در ماده معينه و در جهت محدود و وضع مخصوص بخلاف نيروى واهمه از نظر اينكه ميتواند احاطه بيابد و ادراك نمايد هر آنچه را كه حس درك نموده و زياده از امور خارجى گر چه از حدود جهات و اوضاع خارج باشد و هر چه را كه نيروى خيال ادراك نمايد ، خارج از اين جهان محدود است و هر چه را اختراع نمايد هرگز در خارج