بيان تضاد نيروى خيال با حس است
ادراكات نيروى خيال غير از آنچه در خارج هست و مورد احساس قرار ميگيرد ، مثلا زيد خارجى هرگز همان نيست كه در نيروى خيال پديد آمده است و نيروى خيال از اجزاء جهان ماده نيست ، همچنين صورتهاى بيشمار آن هرگز بطور ارتسام و يا حلول نخواهد بود و در تجاويف جسم دماغ مرتكز و مقرر و بطور رسم نيست .
بلكه حقيقت آنست كه نيروى خيال از جمله جنود عقل و جوهر مجرد از عالم طبع است و نيز تهى از جهات وضع است همچنين مدركات خيالى خالى و مجرد از خصوصيات عالم طبع است و صورتهاى قوه خيال اختصاص به همان ظرف و نيروى خيال دارد و هرگز در خارج و يا در قوه ديگرى نخواهد بود ، مثلا آنچه را از موجودات خارجى ، بفرض و خيال در درون خود صورتهاى آنها را در روان خود ايجاد مينمايد ، هرگز در خارج و يا در محل ديگر نخواهد بود ، بالاخره هر چه را قوه خيال ايجاد نمايد ، هرگز قابل حس و اشاره و يا ديدنى نخواهد بود و هيچ گونه ارتباط با موجودات از لحاظ وجود در خارج نخواهد داشت .
بالأخره از نظر اينكه لازم موجودات مادى و عالم طبع آنست كه ميان اجزاء عالم و جهان طبع رابطه و امتداد خطى و نيز اتصال بعدى موجودات و يا هرگز صورتهاى خيالى و همچنين صورتهاى عقلانى ارتباطى و نه امتداد خطى با موجودات خارجى نخواهد داشت از جمله صورتهاى خارجى كه در ماده است چنانچه صورت ديگرى بر آن وارد شود زايل خواهد شد .
همچنين چگونگى و نقش خارجى عارض شود نقش ديگر زايل خواهد شد و يا صورتهاى خيالى و عقلانى بيشمار وارد بر نيروى خيال مجرد شود ، هرگز با يك ديگر تضادى نخواهند داشت و همه مخلوق قوه مخيله و عاقله هستند .