زمانى است در صورتى كه سبب تغير و تحول موجودات زمانى نفس موجود متغير است و هويات آنها غير قاره است هم چنان كه مكان سبب تكثر اشياء موجود خارجى است از نظر كثرت و انقسام آنها كه قابل تقسيم خواهند بود در صورتى كه سبب كثرت آنها هويات آنها است كه قابل كثرت و انقسام و تقسيم خواهند بود و ذات اجزاء متناهى در وضع هستند و نظر باينكه ساحت قدس ربوبى موجود بحت بسيط قائم بذات است و اجل از آنست كه وجود او معرض تغير و تغيير قرار بگيرد بلكه وجود بسيط مبدع و خالق زمان و زمانيات و موجودات جهان طبع است و در باره ساحت كبريائى او شايسته نيست سؤال كه چه وقت بوده و خواهد بود .
و همچنين شايسته نيست از او سؤال شود كه در چه مكانى متحيز و مشخص بوده و خواهد بود زيرا ساحت ربوبى وجود او بسيط و غير متكثر و غير قابل تجزى است و اين اوصاف اختصاص بموجودات عالم طبع دارد كه در حيطه زمان قرار ميگيرند و همچنين براى تحيز و تمكن هر يك محتاج به زمان مخصوص و مكان خاص خواهد بود .
مفاد سؤال با كلمه متى آنست كه نسبت متغير است كه حوادث به زمان داده شده و لازم آنست كه موجودى وجود آن اختصاص به زمان مخصوص داشته كه قبل بر آن و همچنين بعد از آن زمان محكوم بفناء مىباشد همچنان كه سؤال به كلمه أين كه سؤال در خصوص مكان است كه در آن مكان متحيز بوده است .
خلاصه زمان عبارت از مقدار حركت و تغير است در صورتى كه علت و سبب تغير و تحول اقتضاء ذاتى موجودات است و هويات آنها متزلزل و ذات آنها غير قادر است هم چنان كه مكان علت و سبب كثرت اشياء است در صورتى كه سبب تكثر اقتضاء ذات موجودات است كه هويات آنها بر حسب طبع قابل تجزيه و تحليل و اجزاء متناهى مىباشد ولى ساحت قدس ربوبى كه خالق و آفريدگار
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٨