هم چنان كه آيه كريمه
وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
ناظر به اين حقيقت است زيرا حيات كمال وجود است و موجودات طبع بسوى كمال و نظام كامل ابدى سوق داده ميشوند و هرگز ذرهاى محكوم بانهدام و نابودى و فناء نخواهد شد بلكه محكوم بتحول و تغيير صورتى به صورت ديگر خواهد بود با اينكه همه اجزاء و ذرات موجودات طبع و مادى بر اساس حركت و تحول استوارند ولى هرگز فناء پذير نخواهند بود بعبارت ديگر از حيطه علم ربوبى هيچ موجودى خارج نخواهد شد و زوال و فناء و نابودى حقيقى مرادف با زوال ظهور علم و احاطه ربوبى نسبت به آن موجود خواهد بود و اين امر محال است و مستلزم آنست كه بر علم مقام كبريائى زوال و عروض حادث شود .
نتيجه اينكه عالم آخرت مغاير با عالم طبع بوده هم چنان كه آيه كريمه
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
به اين حقيقت ناظر است كه زمين و جهان به صورت ديگر مغاير با صورت طبع خواهد در آمد هم چنان كه شكوفه و گل مغاير با ميوه شاداب خواهد بود و وجود پراكنده و بىخبر جهان طبع مغاير با وجود ادراكى و موجود زنده و مدرك مىباشد و وجود كامل مغاير با نهفته و موجود بالقوه عالم طبع مىباشد .
و حد وسط ميان اين دو نظام مختلف و مغاير همانا نظام برزخى است كه سهمى از عالم طبع و نيز بهرهاى از عالم شهود خواهد داشت زيرا گفته شد كه عالم مثال عبارت از صورتهاى محدود و مرتبهاى از شهود صفات فاضله و يا رذيله و عقيده صحيح و يا باطل خواهد بود و از منشئات عالم روح و روان و ظهور نيروى خيال است و هر آنچه در روان از معلومات و عقليات و محسوسات ذخيره داشته همه بظهور ميرسند .
هم چنان كه آيه كريمه
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً
مبنى بر اينكه همه اعمال قلبى و جوارحى و ارادى و خاطرات بر نيروى روح و ظرف