تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
بىنيازى مىنمايد از مهندس ولى هر موجودى كه شاهد بر حسن تدبير ساحت كبريائى است و هر لحظه خود را به او نيازمند معرفى مينمايد . هر موجودى رابطه نور هستى آن از فوق عالم طبع است و نور هستى پرتوى است كه از عالم ما وراء تابيده و همه ذرات را هر لحظه فرا ميگيرد و همه را به حركت در مىآورد و يگانه رابطه‌اى است كه هر موجودى با حريم كبريائى دارد بدين لحاظ هر موجودى بهر مرتبه‌اى از هستى كه بهرمند است اظهار تسليم و تنزيه به ساحت قدس مينمايد زيرا نور هستى رابطه معنوى و ملكوتى است كه فقط اولياء و ارواح قدسيه مىتوانند آن را مشاهده نمايند و با قلب نورانى خود بشنوند و به آن آگهى بيابند ولى افراد عادى از نظر اينكه پايبند احساس هستند از درك اين گونه حقايق بىبهره خواهند بود بلكه از تنزيه و تسليم وجودى و ذاتى خود نيز بىخبرند . هم چنان كه كريمه
لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
ناظر به اين حقيقت است و از طريق حس نميتوان باسرار و حقايق ملكوتى راه يافت . بر حسب آيه
وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ
مبنى بر اينكه حق تعالى كوهها و پرندگان را مسخر نموده كه با تسبيح و نغمه‌هاى داودى همراه و هم آهنگ باشند تسبيح و حمد و ثناء آنها را داود پيامبر عليه السلام با قلب نورانى خود مىشنيد و با نيروى ملكوتى و نورانى خود بر آنها آگهى مىيافت و چنانچه كسى بهمراه او بود بىبهره از شنيدن بود در صورتى كه داود پيامبر عليه السلام نيز با حس ظاهرى خود نيز مىشنيد زيرا لازم احاطه ملكوتى است كه بر نيروهاى ظاهرى اثر خواهد گذارد از نظر اينكه از شئون و درجات روان مىباشد و بشر عادى كه از طريق حواس ظاهرى استفاده نمايد هرگز راه باسرار ملكوتى نخواهد يافت . ( و الحمد للَّه زنة عرشه ) .