تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
اين سنخ تسبيح و حمد فطرى و كشف از غوامض علوم و دقايق اسرار است كه از درك آن دانشمندان عاجز هستند و گفته شده كه كلمه ما ، در
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ
مراد من موصول است كه اختصاص بذوى العقول دارد ولى ظاهر از لفظ سماوات قدسيان و سلسله بشر است . و ظاهر آنست كه مراد از تسبيح و سجود و تسليم موجودات عبارت باشد از رابطه فيض وجود و فيض الهى و تجلى و انبساط نور وجود و اشعه و تابش نور حقيقى بر سراسر موجودات باشد كه همه مراتب موجودات را فرا گرفته است باختلاف مراتب طبقات بىشمار آنها و هر موجودى به قدر حد وجودى نورانيت و بهره خود از نور هستى به همان قدر در مقام انقياد و تسبيح و حمد ساحت كبريائى بر مىآيد و عوالم مانند موجود و عالم واحد است و همه اجزاء و هر مرتبه‌اى حدى از وجود بهرمند خواهند بود . هم چنان كه آيه كريمه
أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
به همه موجودات نيروى درك موهبت فرموده كه لازم وجود و بهره هستى خوديابى است از نظر اينكه هر موجودى خود را مىيابد و حاجت خود را اظهار مينمايد و در مقام قبول حاجت خود بر مىآيد و ناگزير پيشگاه مقام كبريائى حاجت خود را اظهار مينمايد و لا محاله در مقام قبول آن بر مىآيد و بسوى كمال رهسپار ميگردد و اين خود تسبيح و حمد و نشانه حسن تدبير ساحت كبريائى است . هم چنان كه كريمه
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
ناظر به اين حقيقت است وجود و هستى مدح و تنزيه خالق است بديهى است كه لازم وجود و نور هستى اظهار آثار وجودى است كه همان تسبيح و حمد مقام كبريائى است و منافات ندارد كه عموم بشر از اين درك امر معنوى و مرموز بىبهره باشند هم چنان كه هر اثر ساختمانى مثلا حاكى از مهارت مهندس آنست ولى بطور محدود يعنى در خصوص بناگذارى مصانع و آجر و سيمان و آهن ولى پس از تمام شدن بناء اظهار