ظهورى از آنها است و بيان آنست كه بطور كلى ارواح سلسله بشرى از جمله مقام ظهور فعل ساحت كبريائى بوده و كينونت ابدى در علم ربوبى داشته و كينونت ابدى آنان بر حسب مقام مراتب افعال ساحت كبريائى كه بر اساس امكان اشرف نهاده شده است .
از جمله سبقت وجودى و ذاتى كه ارواح قدسيه طاهره از ساير انبياء عليهم السّلام داشتهاند و هر گونه مزيت و امتياز وجودى آنان در همه عوالم آثارى خواهند داشت از جمله وسايط فيوضات ربوبى بعموم بشر هستند .
نتيجه آنست كه ارواح سلسله بشر در عوالم سابق كينونت داشته و همه بر حسب درجات و مقامات آنان از شئون نور ابدى و ازلى مقام كبريائى بوده و در عوالم ديگر و شهود نيز با امتيازات خاصه هر يك ابدى خواهند بود .
و در آيه كريمه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ
از روح بشرى تعبير بوديعت الهى شده است كه از شئون ربوبى و استناد بذات مقام كبريائى دارد در آيه كريمه
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
روح را معرفى نموده از مقام حريم كبريائى انبعاث مىيابد و پرتو مىافكند و يگانه موهبتى است كه از مقام ربوبى بعوالم افاضه شده است و نظام شريف ربوبى را بر خلق ارواح سلسله بشرى استوار فرموده است كه در نتيجه ارواح قدسيه نظام امكانى از نظر تشبه طبق نظام شريف ربوبى خواهد بود . تفسير روح و روان وديعه الهى است .
هر فردى از بشر با اينكه داراى هويت و شخصيت واحد است و بر او حيوان ناطق اطلاق مىشود حقيقت او نيروى عاقله است كه او بينا و شنوا و عين ساير حواس ظاهرى است و متحرك باراده و ضاحك و قائم و قاعد و صحيح و مريض و متكلم با زبان ، و شنوا با گوش و بينا با ديدگان بالاخره روان او حقيقت همه قوا و نيروهاى او است و نيروى مدركه و محركه و موصوف به همه صفات فاضله و رذيله و اوضاع و احوال است و با همه اين انبساط و آثار فقط نيروى عاقله است كه هويت واحده