پليدى او آنست كه بمبارزه و استكبار خود در مقابل ساحت كبريائى افتخار و از آن اظهار رضايت نموده و دوام وجود خود را براى مبارزه با مقام كبريائى درخواست مينمايد و اكتفاء بتمرد از امر به سجده آدم ننموده و درخواست مينمايد كه تا آخر و صحنه قيامت از اين صفت استكبار و معارضه ساحت كبريائى بهرهمند باشد .
و بر حسب آيه
فَأَنْظِرْنِي
بطور تلويح استفاده مىشود كه هر معاندى نيز چنين است بكفر و شرك خود فخر مينمايد و اساس مكتب ضلالت ابليس بر ادامه استكبار و خودخواهى خواهد بود كه بر اساس عناد با دستگاه عبوديت نهاده شده است و آنچه از مقام كبريائى منبعث مىشود نفخه و فيض وجود است كه به هر ممكن وسائلى پاسخ ميدهد و در حريم قدس هرگز بخل و پاسخ منفى نخواهد بود .
از آيه كريمه استفاده مىشود كه ظلمت و پليدى روح شيطان كه در اثر تمرد از قبول سجده بآدم آشكار شد كه سبب حسد و رشك بمقام آدم ابو البشر ( ع ) بود كه خود را بر او ترجيح ميداد اين پليدى بطور اقتضاء بوده و قبل از امر به سجده بآدم ظهورى نداشته و در اثر امر به سجده بضميمه تمرد شيطان از سجده آشكار و به فعليت رسيده استفاده شود كه گرچه در كمون روح شيطان ظلمت و خودخواهى بوده ولى بطور اقتضاء بوده و ظهورى نداشته از نظر اينكه شيطان نيز مانند سائر فرشتگان بعبادت خود اشتغال داشته استفاده مىشود كه ظلمت اقتضائى كه در كمون نهفته داشته اثر ظاهرى در محروميت از رحمت و طرد از قرب بفرشتگان نداشته فقط در اثر تمرد از سجده بآدم عليه السلام صورت گرفت استفاده مىشود كه ظلمت نهائى و اقتضائى اثرى ظاهرى نخواهد داشت بلكه فقط بايد تمرد و مخالفت اختيارى ضميمه آن بشود تا اينكه بعرصه ظهور برسد و بطور كلى در همه موارد اشقياء چنين است كه پليدى اقتضائى در اثر مخالفت و كفر اختيارى به صورت ظاهر خواهد در آمد و ظلمت و پليدى اقتضائى بسوء اختيار به صورت فعليت خواهد در آمد .