تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
معلوم كه براى ابليس مجهول است و شاهد آنست كه ابليس كه پيشواى تيره بختان و كفار و بيگانگان است به تيره بختى و پليدى خود و رذالت ذاتى خود ميبالد و به آن افتخار مىنمايد و درخواست ادامه اين منصب مبارزه را براى هميشه خواهان است . شاهد قطعى است كه بر حسب ذات رذالت وجودى خودخواهان مطروديت و محكوميت است آن را موافق روح پليد خود ميداند و ادامه آن را از ساحت كبريائى خواهان است . بالاخره استفاده مىشود كه بطور كلى هر فردى از اشقياء و تيره بختان بطور طبع پليد و پست خواهان ادامه شقاوت خود هستند و هر يك زياده بر اينكه بصفت شقاوت و پليدى روح و روان خود راضى و خوشنود است و به آن نيز افتخار مينمايد ادامه آن را نيز خواهان است هم چنان كه بكفار و بيگانگان اعلام شود كه به خداپرستى بگروند بطور تحقيق امتناع خواهند نمود و هرگز باعتراض مسلمانان به آنان گوش فرا نخواهند داد و به كفر و شرك و مخالفت خود با خداپرستى افتخار ميورزند بعبارت ديگر حكمت خلق و ايجاد ابليس پليد آنست كه از جمله موجودات و مخلوقاتى است كه خالق و غايت و باز گشت او حق تعالى است كه ذات او منبع فيوضات است كه همه موجودات را از فيض وجود بهره‌مند ميفرمايد و هر موجود و ماهيات قابل از فيض وجود او بهره‌مند خواهند بود و هر قابلى از فيض هستى بهرمند است . و اما از نظر اينكه ابليس موجود ناپيدا و پليد و ظلمانى و شرير و منبع شقاوت و خباثت است اين جنبه ذاتى او قابل جعل و خلق و آفرينش نيست بلكه از لوازم هويت پليد كه پست‌ترين نفوس و موجودات امكانى است و جرم پست و نارى و آتشين و پليد كه انانيت و استكبار او منبع همه شقاوتها خواهد بود . ابليس بخباثت و پليدى و استكبار و شقاوت خود فخر نموده و شاهد قطعى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 104 | محمد حسينى همدانى نجفى