تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
اثر قرابت نسبى و سببى رسول قيام به اين اعلام نموده . ضمنا امكان دارد كه در مفاد آيه تصرف نمود باينكه مراد از جمله خطبة رسول كه مكرر فرمود ( من كنت مولاه فهذا على مولاه ) به معناى دوستى و محبت است نه به معناى ولايت بطور اطلاق يعنى زعامت امور و تصدى دعوت جوامع بشرى بمكتب قرآن و آله مژده ميدهد كه رسول صادع نسبت بنصب على بن ابى طالب عليه السّلام بخلافت و جانشينى از خود ناجح و ايمن از افتراء و خطر اتهام خواهد بود . و از نظر اينكه آيات كريمه قرآنى كتاب صامت الهى است و قابل آنست كه در مفاد آن بر حسب تمايلات تصرف نمايند هم چنان كه در جمله
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
تصرف نموده . زيرا اين جمله مبنى بر تهديد بىنظيرى است كه ساحت كبريائى رسول صادع را تهديد فرمايد كه چنانچه در باره اعلام وصايت و خلافت على بن ابى طالب كوتاهى نمائى بمنزله آنست كه در باره اصل رسالت خود كوتاهى نموده و با صراحت تهديد كه دليل صريح لفظىست باينكه رسالت رسول و بقاء آن در نظام جهان بر اعلام و نصب خلافت على بن ابى طالب استوار خواهد بود . با اين صراحت از آن اعراض نموده در تفسير آيه گفته شده كه مراد اعلام دوستى و محبت با على بن ابى طالب و خاندان رسالت است و مفاد جمله كه مكرر فرمود در خطبه غديريه كه ( من كنت مولاه فهذا على مولاه ) همانا محبت و دوستى با على است . و از جمله دلايل صريح كريمه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
است . از نظر اينكه رابطه محكمتر از رابطه خلقت و آفرينش ميان حق سبحانه با بشر نيست و از نظر رابطه ايجاد و آفرينش بشر بايد در مقام اطاعت و سپاس از نعمتهاى حق سبحانه باشد و به همان نظر از رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله اطاعت نمايد كه واسطه فيوضات تكوينى و تشريعى است .