ما وراء يعنى نظام دهر انتقال خواهد يافت بر اين اساس هنگامى كه هر فردى از بشر دوره زندگى طبيعى او پايان بپذيرد و در آستانه و بستر مرگ قرار بگيرد و از ارتباط با عالم خارج و نظام طبع منقطع شود ناگهان با عالم مثال مواجه خواهد شد .
و حقيقت مثال عبارت از وجود مثالى و خيالى است كه از تمام شئون وجودى خود از عقيده و ايمان و كمالات و اعمال جوارحى و جوانحى و قلبى و خاطرات و تفكرات و سرگذشتهاى بيشمار و زياده بر تصور خود كه واجد است و همه در حيطه وجود خيالى و مثالى خود ثبت شده و كرام كاتبين آنها را از شئون ذاتى و وجودى او ضبط نموده است .
و ورود بعالم مثال و تعلق مثالى و برزخى اختصاص بگروه خاصى ندارد بلكه همه نفوس قدسيه اولياء و انبياء و رسولان و اوصياء طاهرين عليهم السّلام واجد مقام وجود مثالى برزخى خواهند بود .
يا اينكه از نظرى نائل بمقامى هستند كه از آن تفسير فرموده
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
كه در همه مراحل و مقامات واجد اين مقام عالى امكانى بوده و خواهند بود .
با توجه باينكه هر چه را كه روح در عالم مثال واجد است و با تمام نيروى معنوى باطنى خود از قبيل تخيل و توهم و متصرفه و حافظه و تعقل مستند بنيروى غيبى الهى است و بطور احضار و غير اختيارى است و دائم و غير قابل زوال است هم چنان كه همه فعليات و علميات و اعمال جوارحى و جوانحى هر فردى از بشر از موجودات نظام طبع است و به شخص او استناد صدورى دارد و همان عمل مباشرى او انتقال بعالم دهر يافته و همه آن موجودات و اعمال و حركات كه بفردى از بشر استناد دارد همه آنها در لحظه مرگ در نيروى ذاتى و متخيله و سائر قواى و تعقل او احضار خواهد شد .
بدين نظر لحظات ورود بعالم برزخ و مثال در باره هر فردى از اهل ايمان متوسط عبارت از ورود ناگهانى بعالمى است كه حوادث و سرگذشتهاى چندين ساله كه نامتناهى است و فراموش شده يكباره به عهده او گذارده و در خود همه آنها را