نموده و جزء نظام دهر است بايد در عالم شهود برزخى بطور دائم و غير زوال پذير همين صفحات را با نيروى متخيله مدرك جزئيات كه بمثال بدن تعلق دارد بطور دائم مشاهده خواهد نمود .
روح پس از استقلال وجودى در برزخ با تمام نيروى غيبى الهى شهودى و عقيدتى و ايمانى و عملى و جوارحى و فضائل خلقى هر چه را در كمون داشته براى او احضار خواهد شد بدين نظر واجد وجدانيات و علميات و فضائل و همه خاطرات لحظات زندگى خود بوده ، از جمله آنها آنست كه خود را مىشناخته كه زندگى عمر است مثلا به همين قياس بدن و جوارح خودت مىيافته چه با نيروهاى ظاهرى و نيروهاى باطنى و نيز از استقلال روح نيز خود را مىشناسد همچنين صورت مثالى بدن خود را مىبيند زيرا قوه متخيله وابسته متعلق و نيروى تعلقى است همچنين كه نيروى تعقل مجرد محض است .
بالاخره عالم برزخ قوام آن بنيروى تعلق خيالى است و منافات ندارد با عمليات و عقليات و ملكات كه از شئون روح و تعقل و مقام عالى است . نفس انسانى در حال زندگى طبيعى داراى مقام احساس و نيز مقام تخيل و شئون آن از قبيل واهمه و حافظه و مصوره و متصرفه و نيز مقام تعقل كه مجرد از ماده و از هر گونه تعلق است ولى نيروى متخيله و ساير شئون آن داراى تعلق ذاتى است يعنى پس از رفع علاقه و تعلق نيروى روح و خيال از بدن عنصرى به انقطاع روح از بدن مقام احساسى روح زائل شده يعنى بعينيت و تعلق روح از بدن قطع شده به صورت موجود مستقل يعنى روح متعلق بعالم مثال درآمده كه همه شئون وجودى روح عبارت از عقيده و ايمان و فضايل خلقى و سراير آنها است و از حوادث جزئيه به شمار و از جمله وجود خيالى بدن عنصرى خود او است كه از آن تعبير به بدن مثالى برزخى مىشود .
با توجه باينكه آنچه در عالم برزخ بوجود مثالى بطور دائم مشاهده مىنمايد هر يك از آنها را با تمام نيروهاى روانى باطنى مىبيند و واجد است هرگز امور موهوم
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٨١