تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
يعنى صحنه مثالى جنگ و دفاع خود از دشمن با مسلسل را در عالم برزخ مشاهده نمايد چنانچه بدن و مباشرت با بدن دخالت نداشته صورت ادراكى عمل به او استناد نخواهد داشت پس قوام حيات و زندگى تخيلى هر فرد مؤمن صالح به آنست كه صورت ادراكى هر عمل عبادى او به مباشرت بدن جسمانى او بوده و همين معنى تعلق روح است به صورت مثالى بدن يعنى در هر يك از صورت ادراكى اعمال صالحه كه از او در دنيا سر زده از طريق مباشرت و عمل اختيارى از شخص او صادر شده نه مجرد عمل صالح بدون استناد بفاعل . پس حيات ادراكى و شهود مثالى اهل ايمان در عالم برزخ به آنست كه در تمام شئون وجودى بدن جسمانى خود را دخالت دهد يعنى روح با بدن عنصرى و جسمانى خود در دنيا عمل صالح را مرتكب شده و صورت ادراكى عمل صالح صادر از فاعل و بدن او باشد نه بطور كلى كه به او ارتباط ندارد . و همين طور كه در نظام عمل بدن جسمانى فاعل دخالت دارد و نسبت ايجاد و صدور است . در نظام جزاء و عالم برزخ نيز فقط در صورتى از اعمال صالحه گذشته خود بهرمند خواهد بود كه بدن مثالى خود نيز دخالت داشته باشد و در صورت ادراكى هر عملى مثال بدن خود نيز باشد . پس ناگزير در عالم برزخ كه عالم شهود و اعمال صالحه است صورت ادراكى و مثالى بدن نيز جزء نظام شهود و ادراك است و هر يك از اعمال قلبى و جارحى و جانحى خود را بطور تمثل مشاهده نمايد مباشر و قوام آن بمثال بدن و توأم با صورت ادراكى بدن در برزخ خواهد بود . نظام عالم برزخ و شهود عبارت از صورتهاى ادراكى و احضار صورت اعمالى است كه شخص فاعل مختار انجام داده و قوام اين چنين صورت ادراكى به آنست كه مثال بدن خودش دخالت داشته باشد و بدون مثال بدن ادراك صورت و تصور عمل از خود مفهوم نخواهد داشت .