( القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران )
ناظر به اين امر است باينكه قبر هر فردى از بشر بطور تمثل بستانى است از بساتين بهشت و يا حفره و گودالى است از گودالهاى دوزخ .
عالم برزخ نظام شهود متوسط برزخى است يعنى روح خود را با بدن مثالى مىبيند هم چنان كه در دنيا خود را متعلق به بدن جسمانى مىديد كه بوسيله بدن خواستههاى خود را انجام ميداد به همين نظر در عالم شهود برزخى كه همه اعمال قلبى و جوارحى خود را به اين بطور تمثل مشاهده نمايد و همه صورتهاى ادراكى اعمال و رفتار و فضائل وجودى خود را بهمراه مثال بدن خود ادراك خواهد نمود يعنى همچنانكه در نظام طبع و عمل هر چه از او صادر شده به مباشرت بدن عنصرى و قوه عمل خود او بوده دلبستگى خود به آن عمل نسبت صدور و قيام بوده بوجهى قياس در عالم شهود و ادراك صورتهاى بيشمار و نامتناهى اعمال خود بايد مثال بدن در ادراك آنها دخالت داشته باشند و گر نه صورت ادراك اعمال اختيارى او نخواهد بود .
پس مفاد اينكه در عالم برزخ قوام روح به بدن مثالى است .
يعنى قوام ادراك صورتهاى اعمال صالحه و طالحه و همه حركات و شئون وجودى او به اين است كه مثال بدن خود آنها را ادراك نمايد نه مجرد عمل بدون مثال بدن خود كه استناد به خود نخواهد داشت .
زيرا روح در اثر تجرد و احاطه با نيروى غيبى همه جزئيات و خصوصيات اعمال قلبى و جوارحى خود را در تمام بدن زندگى خود مشاهده خواهد نمود كه مستند به مباشرت و جوارح خود او بوده به همين نظر هنگام ادراك همه آنها در عالم برزخ مثال بدن خود نيز جزء صورت ادراكى همه آنها خواهد بود و هيچ عملى را خالى از مثال بدن خود نخواهد مشاهده نمود .
و اين است مفاد اينكه در عالم برزخ روح بامثال بدن خود خواهد همه صورتهاى اعمال خود را ادراك نمود با همه خصوصيات مكانى و زمانى و مشخصات
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٧٩