بالاخره قيام بتعليم قرآن و معارف الهى در اثر مقام وساطت فيوضات تكوينى الهى ذاتى و از شئون آنست زيرا رسالت كبراى رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله پرتوى از صلاح ذاتى و موهبت وجودى است كه فرمود
( لولاك لما خلقت الافلاك )
. بلكه همه رسولان وسائط فيوضات تكوينى حق سبحانه در نظام جهان بودهاند و از جمله لازم اين مقام رفيع وساطت فيوضات تكوينى جهانى و در اثر آن نائل بدعوت و تعليم معارف توحيد شدهاند و هرگز رسول و يا پيامبرى قيام بدعوت جوامع بشرى بتوحيد ننموده جز اينكه صالح و شايسته بوده كه وساطت در نظام جهان و در باره فيوضات تكوينى حق سبحانه داشته باشد .
نتيجه آنست كه قيام بدعوت و رسالت و نزول آيات قرآن در اثر وساطت در امور تكوينى نظام جهان و تشريعى و تعليمى بشرى است . و اين مقام رفيع عموميت دارد و اختصاص به قيام بدعوت جوامع بشرى بتوحيد ندارد بلكه توأم با وساطت حقيقى در نظام تكوينى جهانى هستند .
زيرا رسالت و ولايت و قيامت بدعوت جوامع بشرى بتوحيد فرع و از لوازم ذاتى مقام ولايت و عصمت الهى است و نظام عالم بر آن استوار مىباشد ، بر حسب روايت متواتر
( لو لا الحجة لساخت الارض باهلها ) .
خلاصه : مفاد جمله (
وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
) آنست كه اوصياء رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله صاحبان قدرت و اراده معنوى و فرمانروائى غيبى هستند و از جمله وسائط فيوضات تكوينى الهى در نظام جهان هستند و در اثر اين مقام و نيروى الهى صالح و شايسته آن هستند كه زمان و تصدى امور جوامع بشرى به آنان محول شود .
و از جمله مقامات آنان بر حسب كريمه
لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
آنست كه هر يك از اوصياء طاهرين عليهم السّلام شاهد بر اعمال قلبى و خلقى و جوارحى افراد بشر زمان خود خواهند بود و در قيامت قيام بشهادت و تعريف خواهند نمود .