2 - ساحت كبريائى مبدء هر مخلوق و منتهى اليه هر آفريده است و وجود او ازلى و ابدى و در باره ساحت قدس او قبل و بعد زمانى مفهوم ندارد .
3 - اشياء و موجودات بر حسب طبايع هر يك گواه آنست كه خالق آنها منزه از غريزه جسمانيت و يا نفسانيت است كه در كمون دارند و گر نه لازم مىآيد كه خالق و مخلوق يكسان باشند .
4 - موجوداتى كه آفريدهاند زمان ماضى و استقبال و حال در آنها جارى و فرمانروا خواهد بود و محكوم اين گونه تدبير هستند شاهد آنست كه خالق جهان از اين منقصت منزه است و خالق وقت و زمان و موجودات زمانى هرگز با خلق و فعل خود در رتبه وجودى يكسان نخواهد بود بلكه امتياز ذاتى و وجودى دارد و ساحت او از هر صفت نقص منزه خواهد بود و هرگز امرى و يا آفريدهاى از شهود كبريائى او پنهان نبوده بلكه همه قائم باويند .
5 - نظر به اين كه وجود كبريائى ازلى و ابدى است هر فعل و اثر او كه از ساحت او صادر مىشود بايد به همان تناسب ازل باشد زيرا فاعل زمانى مىتواند فعل زمانى كه از حوادث است انجام دهد بنا بر اين نسبت بآفريدگار و صدور فعل و اثر او تناسب با زمان ندارد و از جمله زمانيات نخواهد بود بلكه محيط بزمانيات بوده فعل و اثر كبريائى تناسب با ازل دارد همچنانكه وجود زمانى صدور فعل و اثر او در خارج از زمان محال خواهد بود .
6 - موجودات زمانى نسبت به يكديگر سبق و لحوق و متقدم و متأخر دارد به لحاظ زمانى كه آنها را در بر دارد و موجودات زمانى و همچنين امتداد زمان همه در وجود دهرى كه محيط بر عالم خلقت و طبع معيت خواهند داشت و زمانيات بطور مجموع معيت داشته سابق و لاحق و مقدم و متأخر در باره آنها مفهوم نداشته زيرا عالم طبع مانند نقطهاى در حيطه دهر قرار دارد .
7 - علم و احاطه كبريائى بزمانيات و مجموع عالم طبع قبل از وجود و هنگام
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٩١