تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
فرشتگان گشت و نيز سبب تقرب آنان بمقام كبريائى شد ولى در باره ابليس سبب اظهار نفرت و استكبار و رشك و خودخواهى او گرديد از اين رو در مقام معارضه و اعتراض برآمد و باستناد دليل بىپايه‌اى فضيلت خود را بر آدم اظهار نموده و امر به سجده برابر او را ترجيح مرجوح بر راجح پنداشت و خود را از حريم عبوديت و قرب رحمت بىبهره نموده شايسته طرد گرديد .

قوله ( ع )

: فقلت و اللَّه ما اقول لقولهم و لكنى اقول لا يكون الا بما شاء اللَّه و اراد و قدر و قضى : راوى گويد كه به امام ( ع ) عرض نمودم عقيده من در باره توحيد آنست كه هيچ حادثه‌اى رخ نخواهد داد جز اينكه مورد مشيت مقام كبريائى قرار گرفته و نيز مورد اراده و نيز از مقام تقدير و اندازه‌گيرى حدود آن گذشته باشد . بالاخره خصوصيات هر حادثه‌اى مقرر شده باشد و بدون تحديد و تقدير و اندازه‌گيرى حادثه و موجودى بوجود نخواهد آمد . امام عليه السّلام فرمود اى يونس به اين معنى كه فهميده‌اى نيست بلكه حقيقت چنين است مشيت حق تعالى مانند ندارد و از مقوله مشيت بشر نيست هم‌چنين اراده و تقدير و قضاء حق تعالى سنخ ديگر و حقايق ديگرى است غير از حالات نفسانى و روانى بشر كه عجز محض است . و حقيقت مشيت حق تعالى عبارت از ذكر و علم بنظام خير و اصلح است و صفت ذاتى و از شئون علم مقام كبريائى به ذات خود و به تبع بموجودات و بآثار و نظام امكانى است . بالاخره تذكر و علم حق تعالى بنظام خير و صالح امكانى علت و سبب تام براى تحقق و ايجاد خواسته‌ها و موجودات امكانى خواهد بود و هيچ يك از صفات مقام كبريائى را نبايد قياس بصفت ناقص بشر نمود مثلا مشيت بشر و علم بشر و اراده