كه دسترس بشر گذارده از جمله توفيق اهل ايمان بانقياد و اطاعت اعتقادى و جوارحى است كه همه از مقوله خير و صلاح و موهبت وجودى است كه اهل ايمان از آن استفاده نموده و بشر بر حسب طبع اوليه خود امكان اطاعت و انقياد خواهد داشت و توأم با تمرد هر لحظه و يا حبط عمل مىباشد .
و اين نعمتهاى بىشمار كه دسترس بشر نهاده بالذات مستند بفضل كبريائى است و با مشيت حق تعالى اطاعت و انقياد و سعادت اهل ايمان بطور حتم خواهد بود زيرا قبول و پذيرش اهل ايمان نيز جزء معظم و از جمله فضل مقام كبريائى است .
و از نظر تمثل امور معنوى و ارتباط حقايق و سعادت و شقاوت بشر بامور ظاهرى و نظام جهان با تفاوت واجب و ممكن مانند اشعه تابان نور خورشيد است كه بر حسب نور و اشعه و حرارت خورشيد بيدريغ جهان و جهانيان و موجودات و اعماق آنها را فرا گرفته بطورى كه ذرهاى از موجودات عالم طبع بىبهره نخواهد ماند و نيروى درون و در اعماق موجودات رسوخ نموده و اثر خير و صلاح از نورانيت و رشد در همه آنها ظاهر و آشكار است .
نور هستى و حرارت اشعه خورشيد بر حسب نظام جهان برايگان موجودات را فرا گرفته و تفاوت فقط بر حسب اقتضاء و به قدر استفاده از نور و حرارت اشعه خورشيد است هر موجودى كه زياده معرض استفاده برآيد زياده بكمال نايل شده است و هر موجودى كه كمتر از اشعه و حرارت خورشيد استفاده نمايد بهره كمترى از كمال متناسب خود خواهد داشت .
بالاخره نور خورشيد مسطورهاى از سعه فضل و افاضه وجود و نور هستى است كه ساحت مقام ربوبى به جهان و جهانيان و موجودات ريز و كلان افاضه فرموده به منظور اينكه بشر با نيروى تعقل و تفكر بفهمد و بيابد كه نيروى وجود و نور و شعاع هستى كه از مقام كبريائى بموجودات بيدريغ هر لحظه افاضه مىشود به همين منوال خواهد بود كه از مقام عالى كبريائى بيدريغ نعمت وجود و هستى بموجودات افاضه مىشود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٨٧