تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
كبريائى مىباشد و علم و احاطه كبريائى از طريق حصول و انفعال و ارتسامى و از خارج نخواهد بود هم‌چنانكه علم و آگهى بشر اكتسابى و از خارج بايد استفاده نمايد و از خود فاقد ذات و ذاتيات و كمال مىباشد . بشر بر حسب ذات خود فاقد همه مراتب كمال خواهد بود و هر چه را بفهمد بايد از طريق حواس ظاهرى و درونى راه به آن بيابد و استفاده نمايد . براى توضيح چند امر ذكر مىشود . 1 - صفات و كمالات وجودى عين ذات كبريائى است از نظر اينكه وجود واجب صرافت وجود و بسيط است و لوازم و آثار وجودى را بطور كامل و اكمل واجد خواهد بود و گر نه لازم مىآيد از نظر نقص ذاتى محتاج به متمم باشد و خلف است و در اثر عروض صفت به كمال وجود برسد و ساحت كبريائى از نقص و امكان و عروض منزه است . 2 - صفات كمال وجودى كه از ذات كبريائى انتزاع مىشود مانند حيات و علم و قدرت بر حسب مفهوم متعددند ولى بر حسب حقيقت و مصداق متحد و يكى هستند از نظر اينكه لازم حيات حقيقى كه نور محض است همان علم بذات و بصفات كامله است و لازم ديگر قدرت و مبدئيت براى فيض و افاضه نور هستى بموجودات است . وجود واجب از نظر بساطت وسعه وجودى و بسيط حقيقى او عوالم امكانى را كه ظهورى نازل از مظاهر كبريائى او است لازم لا ينفك آن وجود دائم و حيات ازل و ابد است و هم‌چنين قهر و ظهور قاهريت او بر همه عوالم امكانى است كه از آن تعبير بقدرت ذاتى و ازلى مىشود و هم‌چنين سعه وجودى و بسيط ذاتى كبريائى عبارت از احاطه علمى و شهودى بر موجودات و عوالم امكانى است . از اين بيان استفاده شد كه چگونه لازم ذاتى وجود بحت و بسيط همانا حيات دائم و قدرت ذاتى و علم و احاطه ذاتى بعوالم امكانى است و اين از نظر حقيقت و حاق