قوله ( ع )
: بل يسمع بنفسه و يبصر بنفسه :
توضيح صفت سماع و احاطه ساحت كبريائى بر اصوات و شنيدنيها و ديدنيها است مبنى بر اينكه لازم وجودى ساحت كبريائى احاطه علمى و شهودى ذاتى است نه از نظر عضو است مانند بشر كه فقط از طريق گوش و ديدگان ميتواند بر اصوات و بر موجودات آگهى بيابد .
گفته شده كه اين لازم ضعف وجودى بشر است و از نظر اينكه وجود او عاريتى است و در اثر هر عضوى ميتواند استفاده خاصى نمايد و خود فاقد هر صفت كمال مىباشد ولى لازم وجود بحت و بسيط مقام كبريائى آنست كه احاطه بطور شهود بر اصوات و بر موجودات داشته باشد نه از طريق خارج و حصولى و انفعالى و يا ارتسامى
قوله ( ع )
: انه شىء و النفس شىء آخر :
بيان آنست كه قول باينكه يسمع بنفسه تعبير شده از نظر ضرورت و تصريح به آنست كه از طريق عضو نيست تعبير بنفس نموده كه سائل بفهمد كه ساحت كبريائى به ذات قدس خود احاطه علمى دارد بر اصوات و بر موجودات بدون حاجت به عضوى همچنانكه گفته مىشود سميع و بصير است بطور اطلاق يعنى بذات كبريائى موصوف بصفت سميع و بصير است و بحقيقت و ذات كبريائى احاطه علمى و شهودى دارد و قابل قياس بصفت بشر نخواهد بود كه هر يك از صفات جدا و از طريق عضو مخصوص است بلكه صفات مقام كبريائى همه صفت واحد هستند همچنانكه شرح آن گذشت كه صفات كمال كبريائى عين ذات هستند از اين نظر عالم و علم وحى و حيات بطور بسيط بر كبريائى او اطلاق مىشود .
قوله ( ع )
: فاقول انه سميع بكله لا ان الكل منه له بعض و لكنى اردت افهامك :
بيان آنست كه تعبير : بجملهء سميع بكله موهم آنست كه داراى بعض و جزء است بلكه منظور تأكيد به آنست كه مقام كبريائى به تمام معنا و باقصى مرتبه احاطه علمى