تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
ولى اطلاق صفات بر بشر بطور عاريتى و تركيب از ذات و صفت است و شاهد آنست كه همه صفت‌هاى بشر ذاتى نبوده بلكه اكتسابى و زايد بر ذات خواهد بود از نظر اينكه وجود بشر عاريتى است ناگزير شئون و صفات وجودى او نيز بتبع زايد و عاريتى خواهد بود و وجود عاريتى حقيقت آن كيفيت نفسانى و جسمانى است . مفاد صفات سلبى غير انه لا جسم و لا صورة و لا يحس آنست كه از نظر اينكه وجود ساحت كبريائى بحت و بسيط است از نواقص امكانى مانند ماديت و جسمانيت و از تركيب از صورت و ماده منزه است و هم‌چنين از احاطه نيروى احساسى ظاهرى و هم‌چنين از احاطه نيروى باطنى و ذهنى نيز منزه است زيرا هر چه تصور شود مخلوق شخص تصوركننده بوده و خالق اشياء نخواهد بود .

قوله ( ع )

: و لا تنقصه الدهور و لا تغيره الازمان : بيان صفت سلبى است كه وجود بحت و بسيط كبريائى خالق زمان و زمانيات است هرگز معرض حوادث و عوارض قرار نخواهد گرفت وجود بحت و بسيط ازلى و قائم بذات خود مىباشد نقص و تغييرى در كبريائى او رخ نخواهد داد زيرا نقص و تغير لازم وجود امكانى و جسمانى است و ساحت كبريائى منزه از امكان است .

قوله ( ع )

: فقال له السائل فتقول انه سميع بصير قال هو سميع بصير سميع به غير جارحة و بصير به غير آلة : سائل زنديق اعتراض نمود كه به بشر سميع و بصير اطلاق مىشود بر ساحت كبريائى نيز سميع و بصير گفته مىشود . و نتيجه آنست كه مانند بشر مركب است . امام پاسخ فرمود كه اطلاق صفت سميع و بصير بر ساحت كبريائى سبب اشتراك در وصف نخواهد بود نه در ذات و نه در صفت زيرا دو سنخ از صفت است كه حقيقت آن دو با يك ديگر تفاوتى ذاتى دارند ساحت كبريائى سميع از غير طريق سامعه است و بوسيله نيروى شنوائى نخواهد بود و هم‌چنين بصيرت او از طريق نيروى بينائى نيست .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 344 | محمد حسينى همدانى نجفى