تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
با وجود و تحقق آن خواسته خواهد بود ولى قهر افراد بشر بر يك ديگر صفت عارضى و محدود است و چه بسا مبدل بضد شود و قاهر مقهور گردد . در اين اساس اطلاق صفت قاهر بر ساحت كبريائى بطور حقيقى و ذاتى است و مباين با صفت قهر بشر است كه بطور اتفاق فردى بر فرد ديگر قهر و غلبه مىيابد و غلبه و ظفر اعتبارى است .

قوله ( ع ) :

و هكذا جميع الاسماء و ان كنا لم نستجمعها كلها فقد يكتفى الاعتبار بما القينا اليك و اللَّه عونك و عوننا في ارشادنا و توفيقنا : بيان آنست كه از نظر مثال چند صفت از صفات كامله وجودى ساحت كبريائى را ذكر نموديم و فرق آن را از صفات عارضى بشر كه محدود و فقط بر حسب لفظ شباهت دارد ذكر نموديم و بر حسب معنا تباين كلى دارد و هيچ يك از صفات كمال كبريائى شباهت به صفتى از صفات مخلوق و به بشر نخواهد داشت هم‌چنانكه مخلوق از هيچ جهت مانند و يا مثل و يا مشابه با ساحت كبريائى خالق نخواهد بود . زيرا همه صفات كمال در باره ساحت كبريائى صفات ذاتى است و هر يك از صفات فعل و اثر كبريائى نيز منبعث از مقام كبريائى خواهد بود بدون اينكه سبب و يا شرط داشته باشد و هر گونه شرط از شئون مخلوق و صلاحيت آن خواهد بود و شاهد آنست كه صفات وجودى و حقيقى است . براى توضيح بيشترى و امتياز ذاتى ساحت كبريائى از لحاظ از موجودات و از بشر و اينكه در هيچ يك از مفاهيم مشابهت با صفتى از صفات عاريتى مخلوق ندارد چند امر يادآورى مىشود . 1 - ذات قدس كبريائى علم و احاطه بذات و بصفات واجب خود دارد و همچنين به تبع بآثار و اشعه كبريائى خود از ازل خواهد داشت و به همه حوادث جهان و موجودات و عوالم چه قبل از ايجاد در ازل و چه پس از نظام خلقت يكسان احاطه شهودى داشته و دارد و تفاوتى با بىنهايت بودن حوادث و موجودات در علم و احاطه