تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
و ابن ابى العوجاء چنين پنداشته كه معيّت و قرب اختصاص باجسام دارد كه در محل قرار گيرند و چنانچه از محلى خارج شده و به محل ديگر انتقال بيابد از نظر اينكه لازم ماديت و جسمانيت حلول و تمكن در محل است و چنانچه از محلى خارج شده و به مكان ديگر انتقال بيابد از محل سابق غائب شده از آن بىاطلاع خواهد شد . امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : ( فاما اللَّه العظيم الشأن الملك الديان فلا يخلو منه مكان و لا يشتغل به مكان ) يعنى ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود واجب و بساطت وجودى است قدرت و احاطه او نامتناهى است و بر همه اماكن احاطه شهودى دارد و همه اماكن نسبت به او يكسان هستند مانند يك نقطه نسبت فرضى بسطح زمين و مقام كبريائى كه بر عوالم بىشمار كرات بالا احاطه تدبيرى دارد و هم‌چنين موجودات بىنهايت را تدبير مىنمايد و هر يك را بسوى مقصدش مىرساند چگونه از محلى غافل و يا از احاطه قيوميه او خارج خواهد بود . و از نظر صرافت وجودى هرگز شأنى و امرى ساحت قدس كبريائى را شاغل نخواهد بود باينكه از شأن ديگر غافل شود تا چه رسد باينكه از محلى غافل گردد و يا در صورتى از آن محل انتقال بيابد بلكه همه اماكن نسبت باحاطه و قدرت او مانند نقطه و با خط مرتسم مىماند و هرگز نقطه‌اى از مكانها اقرب به او از ساير اماكن نخواهد بود و اين از خواص ماديات و اجسام است . ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان است و احاطه او از قبيل ماديات نيست كه قرب و بعد در آن تصور رود بلكه احاطه او احاطه قيوميه و افاضه وجود است كه همه موجودات انقياد وجودى نسبت بساحت كبريائى او دارند و موجودى كه ربط محض بساحت او است هرگز از حيطه شهود و يا از قدرت او خارج نخواهد بود . و در بعض روايات ديگر تعبير شده بجمله ( و المشاهد لجميع الاماكن بلا انتقال اليها ) از جمله صفات كبريائى شهود و احاطه علمى و قدرتى بر همه اماكن بىنهايت است بدون اينكه به آن اماكن انتقال بيابد و حضور يابد و از جمله صفات فعل كبريائى