تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

شرح

راوى گويد ابن ابى العوجاء به امام صادق عليه السّلام عرض نمود در بعض سخنان و گفتار خود و در طى سخنان خود آفريدگار را به صورت غائب نامبردى . امام صادق عليه السّلام پاسخ فرمود اى ابن ابى العوجاء و اى بر تو چگونه تصور ميرود كه حق تعالى غائب باشد در صورتى كه بخلق و مخلوقات خود شاهد و ناظر است و بهر يك از موجودات و افراد بشر نزديكتر است برگ وريد هر يك از افراد بشر

قوله ( ع )

: يسمع كلامهم و يرى اشخاصهم و يعلم اسرارهم . حق تعالى كلام و گفتار و سخنان مردم را مىشنود و به آنها احاطه دارد نه بطور انفعال و حصولى بلكه سخنان هر يك از افراد بشر ظهورى از علم و احاطه او است هم‌چنين احاطه علمى و شهودى دارد بر هر يك از افراد بشر و نيز بر هر يك از موجودات خارجى نه بطور انفعال و حصولى از خارج كه محتاج بديدگان داشته كه لازم بشريت است بلكه همه موجودات از نظر اينكه بهره‌اى از وجود دارند ظهورى نازل از احاطه شهودى كبريائى خواهند بود .

قوله ( ع )

: و يعلم اسرارهم . بيان آنست كه ساحت كبريائى خالق نيروى شعور و ادراك و تصور و تصديق و انديشه در بشر است و در كمون روح نيروهاى باطنى مرموزى بوديعت نهاده و پايه همه آنها را بر اثر مشعر و ادراك امور جزئى و كلى و انديشه است شاهد آنست كه ذات كبريائى منزه است از اينكه احاطه او از طريق ادراك و شعور و تصور و تصديق باشد كه وابسته به نيروهاى احساسى ظاهرى و درونى است ساحت كبريائى مانند بشر نيست كه با نيروى شعور و ادراك و يا تصور و تصديق بموجودى احاطه علمى بيابد و نيروى ادراك و شعور كه بر اساس حواس ظاهرى