از اين رو هرگز بشر در مورد صفتى شركت با مقام كبريائى نخواهد داشت و بطور كلى مخلوق هر صفتى واجد باشد بطور موهبت و عاريتى است و نمونهاى از كمال وجودى ذاتى ساحت كبريائى است كه از نظر نظام خلقت به آن بعاريت موهبت فرموده است .
قوله عليه السلام
: الخبير السميع البصير الواحد الاحد الصمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد .
صفات خبير و سميع و بصير كه به ساحت كبريائى اطلاق مىشود از نظر خبرويت و احاطه ذاتى مقام كبريائى بامور است همچنانكه صفت سميع و بصير از شئون علم و احاطه ذاتى مقام كبريائى است و احاطه علمى بر شنيدنيها در ازل داشته و دارد و بصورتهاى العلمى در ازل همه مسموعات و شنيدنيها و مبصرات در پيشگاه كبريائى حاضر بوده و هست همچنين مسموعات و مبصرات خارجى نيز بوجودات العينى آگاه و حاضر است .
و خبير در بشر بطور انفعال و مورد احساس و تحول و تجدد امثال و زوال است و قابل قياس به نيروى و صفات كمال ازلى مقام كبريائى نخواهد بود .
نظر باينكه ساحت كبريائى خالق و آفريننده اشياء و موجودات جهان است و هر يك از صفات وجودى كمال ذاتى و عين مقام كبريائى است از اين رو هرگز شباهت ميان آثار و افعال مقام كبريائى با آثار و افعال بشر نخواهد بود از نظر كمال وجودى و وحدت حقيقى كه ساحت كبريائى دارد چه در ذات و چه در صفات و چه در آثار و افعال كبريائى هيچ گونه شباهت نخواهد بود زيرا هر چه مخلوق و بشر از صفات كمال داشته باشد بطور عاريت و تجدد امثال خواهد بود و نمونهاى از صفت ذاتى ربوبى است .
از اين رو هيچ گونه تمايل و يا تشابه هر صفت كمال كه به بشر نيز اطلاق مىشود با صفات كبريائى نخواهد داشت از اين رو علم و قدرت و حكيم و اراده