تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ولادت تا مدتى خود را نمىشناسد و به خود آگاه نيست و مادر خود را نيز نمىشناسد ولى در اثر گذشت ماهها و چند سال قواى درونى و بيرونى و خيالى او به كار افتد و در صحنه خاطرات او امورى با اينكه مجرد است وارد شده نقش بندد آنگاه خود را خواهد شناخت . سپس در اثر ممارست و تماس با خارج و به كار گرفتن نيروى بينائى و شنوائى و ساير حواس خود با جهان خارج و امور درونى و فكرى آشنا شده آنگاه پيوسته از طريق نيروهاى ظاهرى و درونى مراجعه نموده كه امورى را از خارج درك نمايد و در خاطر و ذهن خود ذخيره نمايد و هر لحظه قواى ظاهرى و درونى خود را به كار مىبرد و به ذخاير روانى و خاطرات خود هر لحظه مراجعه مىنمايد و با آنچه از خارج وارد روان او شده تطبيق نمايد با آنچه در خاطر ذخيره داشته است . خلاصه قوام نيروى عاقله و روان به آنست كه هر لحظه در مقام استفاده از خارج برآيد و با مراجعه بدرون خود از ذخاير امورى را بفهمد و بتدريج از امور جزئيه پى بمطالب كليه برده بوادى تعقل و صحنه تفكر راه يابد آنگاه نيروى او عبارت از حواس ظاهرى و حواس باطنى و امور عقلانى و هر لحظه نيروى عاقله از طريق حواس درونى و بيرونى و تعقل استفاده نموده و پى در پى سؤال مينمايد و از طريق به كار بردن نيروها پاسخ مىشنود و به همين طريق هر لحظه بر معلومات خود ميافزايد . غرض سائل آنست كه آيا ساحت كبريائى نيز مانند بشر است كه آغاز خود را نشناسد و به خود توجه نمايد و در مقام سؤال و كسب و استفاده برآيد و از خود پاسخ بشنود . پاسخ آنست كه ساحت كبريائى از ازل الآزال عارف بذات كبريائى به وصف كبريائى خود بوده ذات او عارف و معروف و معرفت و عرفان بوده بدون اينكه لحظه‌اى شائبه تيره‌گى و عدم معرف به جهتى از جهات بر خود داشته باشد يعنى نور و شهود محض ازلى و ابدى هرگز در او شائبه تيره‌گى از جهتى از جهات نخواهد بود و خلف فرض
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 152 | محمد حسينى همدانى نجفى