و ساير صفات فعل ساحت نيز مانند اراده و مشيت و رضا و سخط و محبت و بغض و احياء و اماته و هدايت و اضلال و ولايت و عداوت همه قابل تعليق و مقدور خواهد بود .
8 - خلق و آفرينش فعل ساحت كبريائى ظهور صفات او است كه از ذات منبعث مىشود يعنى لازم وجودى مقام قدس و علم بصلاح نظام كه ذاتى او است افاضه وجود و هستى بمورد قابل و شايسته است بدون اينكه شرط و يا واسطهاى دخالت داشته باشد بلكه ساحت قدس از هر سو و موجود است از طرف ديگر و ثالثى در ميان نخواهد بود .
9 - ظهور هر يك از صفات كبريائى در نظام طبع در اثر افاضه وجود و هستى است كه از مقام كبريائى شرف صدور مىيابد و پرتو ميافكند آنچه صادر مىشود تدريجى نيست همچنانكه زمانى نيست بلكه بر حسب مورد بقاء و دوام زمانى را ارائه ميدهد .
10 - هر يك از صفات ذات مانند حيات و علم و قدرت و عزت ممكن است در اثر افاضه وجود به صورت صفت فعل درآيد مانند احياء و تعليم و اعزاز مانند
تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ
نتيجه اينكه حيات وحى و عالم و علم و عزيز و عزت صفات ذاتى است ولى احياء و تعليم و اعزاز صفات فعل هستند و حادث و قابل تعليق خواهند بود .
11 - آنچه از مقام كبريائى افاضه مىشود و پرتو ميافكند فقط وجود و نور واحدى است و در اثر برخورد و تحقق خارجى بماهيات گوناگون نور وجود بصورتهاى مختلف و بىنهايت در خواهد آمد و موجودات بىشمار و انواع و اقسام زياده بر تصور صورت ميگيرد و پديد مىآيد .
12 - وجود كه نور واحدى است حدود و احكام و آثار بىنهايت خواهد داشت و شاهد آنست كه وجود و فيض هستى نورى است تابان و درخشان كه جهان