تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اثر كفر و معصيت و تمرد است . هم‌چنانكه از آيه كريمه
وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ ، فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى
استفاده مىشود صفت غضب مقام كبريائى متفرع و از آثار طغيان و تمرد معرفى نموده است بشر كه در اثر نيروى عصيان و تمرد و غفلت معرض خطر قرار ميگيرد و در اثر تخلف از وظايف الهى شايسته عقوبت خواهد شد . در اين صورت غضب مقام كبريائى او را فرا خواهد گرفت و حقيقت صفت غضب كبريائى عبارت از حرمان بشر از رحمت است و فيض وجود كه به او افاضه شود در اثر اقتضاء مورد به صورت عقوبت خواهد درآمد و رحمت واسعه را بر خود به صورت نقمت و عقوبت درآورده است . ساحت كبريائى حقيقت وجود و بساطت است و شائبه نقص و امكان در كبريائى او نخواهد بود زيرا او احدى الذات و احدى الصفت است و صفات او عين ذات كبريائى او است بر اين اساس هرگز معرض عوارض قرار نخواهد گرفت . بدين جهت رضا و سخط مقام او همان اجر و پاداش و عقوبت او خواهد بود و ظهورى از صفت فعل كبريائى است و هرگز تغيير و تحولى در ذات حقيقى و صفات او بوقوع نخواهد پيوست و تغيير و تحول از لوازم نفوس ناقصه بشرى است كه در اثر تعلق به بدن عنصرى و نيروى هوس و شهوت بمعرض خطر قرار خواهد گرفت و در اثر تمرد و عصيان فيض وجود به او به صورت عقوبت در خواهد آمد و بر حسب اقتضاء ذات او خواهد بود . خلاصه فرا گرفتن غضب و عقوبت كبريائى نسبت به متمرد در اثر اقتضاء و تمرد خود او است كه نعمتهاى كبريائى را كه دسترس او نهاده تضييع نموده است و خود را از رحمت واسعه كبريائى بىبهره نموده و از حريم امن كبريائى خود را محروم و بىبهره نموده است و مراد از حلول و فرا گرفتن غضب همانا عقوبت است . از جمله صفات فعل كبريائى رحمت و رأفت است بر حسب آيه (
وَ رَحْمَتِي