صادر بالعرض خواهد بود و صفت عزيز بطور اطلاق لازم آن آنست كه ما سواى ساحت كبريائى ذليل و خوار و زبون خواهند بود .
و همچنين صفت معز اهل ايمان مفاد آن مذل و ذليلكننده كفار و بيگانگان خواهد بود و ولىّ اهل ايمان بطور اطلاق عدو و دشمن اعداء و كفار خواهد بود و محيى و حيات بخش ارواح مقتضى آنست كه مميت ماديات و اجسام باشد به همين قياس صفات متقابل و كثرت آثار و مظاهر آنها سبب كثرت و شركت در صفت نخواهد بود .
خلاصه توحيد حقيقى افعالى كبريائى نيز مانند ذات كبريائى و به تبع وحدت حقيقى ذات كبريائى است هرگز كثرت و تقابل و اختلاف صفات سبب كثرت و شركت در آثار نخواهد بود بالاخره مظاهر صفات كبريائى هرگز حقايق آنها مختلف نخواهند بود .
خلاصه صفات فعل كبريائى نيز به تبع ذات قدس احديت واحد و متحد هستند و صفات متقابل نيز سبب كثرت و شركت در فعل نخواهد بود و توحيد حقيقى لا محاله خالص از شائبه كثرت و شركت خواهد بود فرق از نظر غرض اصلى و به لحاظ تبعى است .
در مورد شرح روايت ثالث در باره آيه كريمه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ
توضيح بيشترى در اين باره داده شده است مراجعه شود .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )