تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
تفاوت در قبول آنست و از اسرار نظر توحيد افعالى بجمله ( وهب لاهل محبته القوة على معرفته ) تعبير فرمود كه بطور موهبت خاصه است كه مورد قبول و پذيرش و تلقى قرار مىگيرد ولى بيگانگان نيز همين نعمت در فطرت آنان نهاده شده ولى گوش بفطرت و تهديد درونى خود هرگز نخواهد داد و در زندگى لحظه‌اى به خود نيامده و بموهبت درونى و نورانيت باطنى خود توجه نمىنمايند و نور فطرى را خاموش و به صورت نقمت و تيره‌گى غضب خواهند درآورد ( و وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله ) موهبت ديگرى كه حق تعالى باهل معرفت و آنان كه به حكم فطرت خود توجه نمايند داده و طريقه خودشناسى و خداشناسى را به پيمايند آنست كه انقياد و طريقه اطاعت و فروتنى را نسبت بساحت كبريائى و منعم حقيقى در آنان بوديعت ميگذارد يعنى با توجه بعظمت آفرينش خود و جهان پهناور انقياد و خضوع فطرى و خوارى طبيعى خود را بظهور مىرساند و در حيرت فرو رفته كه با اين عظمت آفريدگار چگونه ميتواند معارضه نمود و به نعمتهاى او توجه نكرد . بالاخره به حكم خرد در مقام انقياد و اطاعت اعتقادى و جوارحى و اخلاقى خواهد برآمد و در برابر اين نعمتهاى بىنهايت نميتوان ناسپاسى كرد و بدانها توجه نكرد و در برابر عظمت كبريائى نيروى خودخواهى و غرور را به كار برد با اينكه عقيده باصول توحيد و قيام باداء وظايف الهى از قبيل اداء فرايض پنجگانه و ساير واجبات و اجتناب از گناهان هرگز ثقالت و دشوارى ندارد و قابل تحمل است و در باره اهل ايمان و سعادت از نظر توجه به نعمتها و لزوم شكرگزارى همه آنها را سهل و آسان مىپذيرد و شكر و سپاس در برابر نعمتهاى ساحت كبريائى امرى بس آسان تلقى مينمايد . ولى بيگانه كه جز خودخواهى در نظر ندارد از نظر نخوت شكر نعمت آفريدگار بسيار بر او دشوار خواهد بود بلكه توجه به نعمت ندارد و آن را شايسته شكر نميداند و هر دو نيرو كه در روايت به آن دو اشاره شده يكى معرفت خداشناسى و ديگر