وضع ثقالت اعمال و عقيده باصول توحيد و قيام باداء وظايف الهى با اينكه هر دو در باره اهل ايمان و سعادت و نيز در باره اهل شقاوت و بيگانه يكسان است ولى در اثر اينكه اهل ايمان و سعادت هر دو را پذيرفتهاند حق تعالى بر آنان منت نهاده است و چون هر دو نعمت را پذيرفتهاند مورد توجه قرار داده منت بر آنان نهاده است ولى بيگانه و اهل شقاوت هيچ يك از آن دو نعمت را نپذيرفته و به آن توجه نمىنمايند حق تعالى نيز بر آن منت ننهاده از نظر اينكه قابل پذيرش نيستند و معرفت فطرى خدا داده را به كار نمىبرند بلكه در مقام انكار برميآيند .
بدين جهت بر آنان اظهار شكر و اقرار باصول توحيد و اداء وظايف الهى بسيار دشوار خواهد بود حق تعالى از آنان صرف نظر فرموده است و در روايت در جمله (
و وهب لاهل محبته القوة على معرفته
) را اختصاص باهل محبت داده و باهل غفلت و بيگانه از ساحت كبريائى توجه نفرموده از نظر اينكه آنان نيروى معرفت فطرى خداداده را به كار نمىبرند و به آن توجه نمىنمايند و به خودشناسى و خداشناسى علاقه ندارند .
خلاصه سر سعادت همانا به كار بردن نيروى خودشناسى و خداشناسى است كه در فطرت همه افراد بشر نهاده شده اهل محبت بدان توجه نموده وسيله ترقى و تكامل خود قرار ميدهند ولى بيگانه از نظر اينكه نور و معرفت فطرى را به كار نبرده و خاموش نمودهاند حق تعالى به آنها منت ننهاده از نظر اعراض از آنان و نيز نعمت فطرت را در خود به صورت نقمت و كفران و ظلمت در آوردهاند از نظر اينكه از آن نور فطرى صرف نظر نموده و پايه شقاوت و تيره بختى خود را بنا ميگذارند .
و همچنين موهبت ديگر
( وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله )
در صورتى كه اعتقاد باصول توحيد به حكم فطرت بسيار سهل و طبق حكم عقل و خرد و قيام باداء شكرگزارى است اهل ايمان و سعادت با عظمت نعمتهاى آفريدگار خود را در مقام فروتنى و تواضع و اداء وظايف برميآورند بر آنان سهل و آسان است ولى بيگانه از نظر غرور
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 440
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٤٠