تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
مىشود با اينكه اعمال و رفتار بشر از مقوله حركت و عرض است و قابل زوال و توأم با فناء است چگونه سبب سعادت ذاتى و ابدى بشر خواهد شد بالاخره در اثر ارتكاب گناهان بطور محدود در دوره زندگى كوتاه چگونه سبب استحقاق عقوبتهاى ابدى خواهد شد سبب استحقاق معدود و انگشت شمار ولى استحقاق عقوبت ابدى چگونه تصور ميرود . پاسخ امام عليه السلام ( ايها السائل حكم اللَّه لا يقوم له احد من خلقه بحقه فلما حكم بذلك وهب لاهل محبته القوة على معرفته و وضع عنهم ثقل العمل بحقيقة ما هم اهله ) . بيان آنست كه بشر هرگز نميتواند در مقابل حكم ساحت كبريائى قيام نمايد و بمعارضه و مبارزه برخيزد و احتجاج نمايد و مرام خود را اثبات نمايد بلكه همواره محكوم خواهد بود زيرا كه وجود او و همه شئون وجودى او از جمله موهبت‌هاى كبريائى است هر چه از هستى دارد از فيوضات و نعمتهاى او است و هر چه از ضعف و زبونى و مذلت و خوارى و نقص دارد از قصور و نقصان خود او است و بطور مرموز است و درك قصور و يا منقصت بسيار و بىشمار خواهد بود . اين حقيقت را امام عليه السلام در جمله كوتاهى اعلام ميفرمايد : باينكه ( فلما حكم بذلك وهب لاهل محبته القوة على معرفته ) بدين تقريب در مواردى كه ساحت كبريائى بر حسب علم و احاطه قيوميه خود در باره فردى از بشر حكم فرمايد به سعادت از نظر اينكه آن فرد اهل محبت و مورد خشنودى و رضايت كبريائى هستند و قيد اهل المحبة معرف و حد وجودى ارواح اهل ايمان و سعادت است و لازم ذاتى آنان آنست كه مورد محبت كبريائى قرار گرفته‌اند و صدور محبت از جمله فعل صادر از مقام كبريائى نخواهد بود بلكه از توابع صفات است يعنى همانطور كه ساحت كبريائى بذات قدس خود محبت دارد و بآثار و اشعه درخشان و تابان خود نيز محبت خواهد داشت .