را بدان صورت ادامه داده و ذات خود را تشخيص داده چه بر حسب عقيده چه بر حسب عمل خارجى خلاصه هر تيرهگى و ظلمت روانى كه ناپيدا مانند جن موجودى و يا انسانى داشته باشد چنانچه از رهگذر اختيار كه خود ساز است بگذرد و يا نيروى اختيار عمل شر و طالح را بپذيرد و بصلاح آن حكم نمايد در حقيقت شر و شقاوت را براى خود برگزيده است و بدين طريق شقاوت نهفته خود را به صورت فعليت در آورده و لحظات بيشمار آن را تنفيذ نموده است .
به همين قياس نفوس اشقياء و تيره بختان كه نور فطرى در كمون دارند ولى تيرهگى خودخواهى و غرور بر آن نور مانند غبار نشسته و بر آن عارض شده است با توجه باينكه بر حسب نيروى اختيارى كه يگانه موهبت الهى است براى تعيين ذات و خود سازى خود در آن هنگام بر حسب طبع و يا اقتضاء ذاتى در باره هر عمل كه بخواهد بان مبادرت نمايد لا محاله در آن باره ميانديشد و صلاح و فساد آن را در آن حال خود مىسنجد چنانچه تيرهگى فطرت او سبب حكم و صلاح تمرد و عمل قبيح گردد همان را برگزيده و شقاوت را براى روح خود تشخيص داده و برگزيده است .
بالاخره پس از رهگذر از عالم اختيار هم چنان كه سعادت و نيك بختى اختيارى است به همين قياس پس از صدور عمل قبيح و شر از شخص مختار به حكم خرد فعل اختيارى است يعنى سعادت را براى خود برگزيده است و همان حقيقتى را برگزيده كه ساحت كبريائى در آغاز و ازل در علم او گذشته بوده و ثابت بوده و هست و خواهد بود .
خلاصه ذات و ذاتيات هر فاعل مختار همان است كه از طريق اختيار بگذرد و بدست آيد و همه مراحل و منازل سابق بر آن زمينه چينى و بطور اقتضاء است بدون اينكه موضوعيت اساسى داشته باشد .
و محتمل است مفاد جمله
« فمن خلقه اللَّه سعيدا لم يبغضه ابدا »
آنست كه ساحت كبريائى از ازل عالم و احاطه شهودى داشته سرگذشت هر يك از افرادى كه زندگى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 422
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٢٢