تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
نتيجه آنست كه نيروى اختيار يعنى حكم و داورى شخص در باره ذات نهفته و صلاح خود براساس اقتضاء روانى و خواسته درونى است كه در آن حال روان او صورت گرفته و شكل يافته و كريمه
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
ناظر به اين حقيقت است و بر طبق اين اصل نهفته روانى حكم بصلاح و يا به ضرر عمل مينمايد با اينكه در هر فعل اختيارى و حركات ذاتى و جوهرى نيروى اختيار به كار مىرود و در مورد سعيد و اهل ايمان سبب سعادت و انقياد و قرب برحمت كبريائى مىشود ولى در باره شقى و بيگانه نيروى اختيار اساس بعد و محروميت از رحمت و سقوط از مقام انسانيت ميگردد همانا خواسته روانى و درونى انسان است كه اصل و ريشه حكومت و داورى در باره ذات و ذاتيات و اساس خودسازى است كه در حال عمل در نظر گرفته است . و جمله قول امام عليه السلام ( و ابغضه لما يصير اليه ) ناظر به اين حقيقت است كه شقى و بيگانه از نظر اينكه سير وجودى و جوهر او كه بدان سو رهسپار است همانا بعد و مبغوضيت ساحت كبريائى است و كمون روان و نهفته او اعراض و خودخواهى و استكبار برابر قدس كبريائى مىباشد بدان جهت پيوسته مبغوض خواهد بود . قوله عليه السلام : فاذا احب اللَّه شيئا لم يبغضه ابدا و اذا ابغض شيئا لم يحبه ابدا ) . بيان علم فعلى و احاطه شهودى بر مكنون هر يك از افراد بشر است كه چنانچه ساحت كبريائى فردى را مورد رحمت قرار دهد از نظر احاطه علمى و ازلى به سيرت و مكنون نورانى او كه پيوسته با نيروى اختيار بدان سو رهسپار است او را مورد رحمت و توجه قرار ميدهد و هرگز ذات او را مورد مبغوضيت قرار نخواهد داد و بر حسب قول امام عليه السلام و ان عمل شرا ابغض عمله چنانچه اهل ايمان سعادتمند در اثر خاطره هوى و هوس تمايل به عمل گناه نمايد همان عمل موقت و محدود مورد بغض قرار ميگيرد و لغزشى است كه از اهل ايمان صادر شده ولى از نظر صفاء روح ميتوان در مقام تدارك و توبه برآيد و تيره‌گى روح كه مورد مبغوضيت عمل او شده