در نتيجه ساحت كبريائى ولايتى براى امير مؤمنان على ( ع ) تشريع و اعلام فرموده تالى تلو رسول ( ص ) مبنى بر اينكه قيام بدعوت به حق او را پس از رحلت رسول ( ص ) انجام داده و به آن ادامه دهد و همچنين قول رسول ( ص ) هنگام حركت بسوى جنگ تبوك كه فرمود بعلى
انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى
بر اين اساس براى على بن ابى طالب ( ع ) منصب وزارت و بهر وظيفهاى كه به عهده رسول ( ص ) بوده بايد بانجام آن قيام نمايد و باستناد دلائل نامبرده و سائر دلايل صريح ديگر وجوب طاعت امير مؤمنان ( ع ) همانا طاعت از رسول ( ص ) معرفى شده است .
همچنين اطاعت ساير اوصياء طاهرين عليهم السلام در اثر روايات بسيار مبنى بر اينكه همه نور واحد هستند و علوم آنان بواسطه تعليمات رسول ( ص ) است و بالاخره معلومات آنان تعليمات ربوبى و لدنى و آموخته از رسول ( ص ) مىباشد از نظر اينكه ايمان باركان توحيد حقيقت و روح انسان است و ايمان دو سنخ است يكى ايمان اكتسابى تزلزل پذير از نظر اينكه در آن شائبه جهل و آميخته بشرك است و ديگر ايمان موهوبى و ذاتى كه با تعليمات ربوبى ارتباط دارد و لازم آن ولايت و قيام بدعوت بتوحيد و به حق خواهد بود .
و لازم ديگر اينكه كسى كه ايمان او اكتسابى است هرگز با رسول ( ص ) و وظيفه رسالت و دعوت او به حق و بتوحيد شركت نخواهد داشت .
از اين بيان استفاده شد كه عطف جمله
( وَ الَّذِينَ آمَنُوا )
صريح است در اينكه ايمان او موهوبى و ذاتى بايد باشد كه صلاحيت شركت با وظيفه رسول ( ص ) را داشته باشد زيرا عنوان رسالت همانا دعوت بايمان و باصول توحيد است و داعى به حق بايد ايمان او موهوبى باشد و از بشر كسب ننموده باشد به اين قرينه لفظى بر مراد از جمله ( و الذين آمنوا ) ايمان ذاتى موهوبى خواهد بود كه بتواند وظيفه دعوت به حق را انجام دهد .
( و الحمد للَّه زنة عرشه )