بديهى است كلمه اولى الامر كه ساحت قدس كبريائى برسول صلّى اللَّه عليه و آله عطف فرموده به معناى ولايت بر عموم و مطلق امور مسلمانان است در طول تاريخ و مفاد ولايت بر امور عموم مسلمانان ولايت از جانب ساحت كبريائى است نه مانند ولايت افراد مردم كه به يكديگر ميدهند كه محدود بولايت مثلا در امر صغير و مبنى بر اعتبار است بلكه از ساحت كبريائى ولايتى كه اعلام مىشود ولايت بطور تشريع است هم چنان كه رسالت رسول ( ص ) را اعلام فرموده به همين قياس ولايت مطلقه و عامه بر عموم مردم را براى همه اعصار از جانب ساحت كبريائى تشريع و اعلام فرموده است به كلمه و اولى الامر .
و اين شاهد قطعى است كه ولايت حق تعالى كه مقرر فرمايد ولايت از جانب آفريدگار بطور تشريع است ولايتى است حقيقى و نامحدود و بطور اطلاق همان ولايتى كه رسول صلّى اللَّه عليه و آله بر عموم مردم داشته همان ولايت عامه را ساحت كبريائى به اولى الامر محول فرموده است و اين ولايت اولى الامر نيز از شئون تشريع و از مقام كبريائى صادر شده است رسول وظيفه اعلام آن را دارد مانند اعلام رسالت رسول صلّى اللَّه عليه و آله است كه اختصاص بساحت كبريائى دارد .
و قول باينكه اولى الامر مراد زمامداران بطور ابهام و عنوان كلى از مردم است بطور صريح خلاف ظاهر خواهد بود زيرا ساحت كبريائى اعلام فرموده است و اولى الامر از جانب ساحت كبريائى در باره اشخاص مخصوص بطور تشريع است و وظيفه عموم مردم آنست كه از جانب حق تعالى پس از رحلت رسول ( ص ) بايد امور خود را از اولى الامر سؤال نمايند يعنى نماينده ساحت كبريائى بر عموم بشر پس از رحلت رسول ( ص ) به اولى الامر كه افراد خاصى هستند محول فرموده است و ولايتى كه بطور اطلاق از ساحت كبريائى شرف صدور بيابد غير از ولايتى است كه افراد مردم به يكديگر اعلام مىنمايند و امر اعتبارى و محدود است از هر لحاظ بلكه ولايتى كه از ساحت كبريائى شرف صدور بيابد به معناى ولايت حقيقى است كه اولى الامر بر عموم
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣١١