نيافته و تجسم نخواهد داشت .
يعنى وجود مجرد است از نظر قدرت خود را بر قلب نورانى رسول به صورت بشر ارائه ميدهد و بر قلب او متمثل شده به هيئت بشر خود را بر قلب او ارائه داده و با قلب او گفتگو مىنمايد يعنى آنچه بر رسول القاء نمايد نيروى قدس رسول نيز همان حقيقت القاء شده را به صورت لفظ و كلمات مناسب مىشود و گر نه جبرئيل امين تلفظ و نوسان هوا ندارد بلكه مىآفريند و قلب رسول نيز همان حقيقت را با قلب خود بطور شهود مىيابد و مىفهمد .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٣٠