ميفهماند و وسيله رؤياى صادقه در باره انبياء و روح الامين معرفى شده و رسول كريمه به او اطلاق شده است و در آيه كريمه آيه بقول
رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
صاحب عرش ساحت كبريائى است و منزه از نقص و امكان است همچنين جبرئيل امين مطاع در عالم ملكوت است و معلم علوم و صورتهاى علمى و عقل بالفعل و مخرج نفوس بشرى است از قوه بفعل و معناى نزول جبرئيل بر رسول تمثل او است بهيئت فردى از بشر هم چنان كه آيه
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
مبنى بر اينكه بهترين وجه و رخسار بشريت بمريم صديقه عليها سلام اللَّه خود را ارائه داد و همچنين معناى نزول وحى طبق روايت و تنزل عليه الوحى مانند القاء و تعليم علومى كه گفته مىشنود به صورت حروف و كلمات و جملهها و رسول با قلب نورانى خود كلام را مىشنود با توجه باينكه صورتهاى كه مورد مشاهده گرفته وجودات مثالى همچنين سخنانى كه شنيده مىشود از قبيل ارتسام عرض در موضوعات نيست و همچنين از قبيل ارتسام صورت جوهر و غرض خارجى و جوهر ذهنى نخواهد بود اين از نظر نقص و قصور در باره معرفت بعالم ملكوت و ضعف ايمان بفرشتگان و صورت وحى است .
زيرا اين گونه امور غيبى موجودات چنين قائم بذات خود هستند بدون اينكه در محلى تحيز بيابند و قوىتر از اكوان خارجى است ولى نشئه آنها نشئه و عالم ديگرى است و نمىتوان با ادراكات ظاهرى آنها را درك نمود و با وسيله نيروى حال بشر آگهى يافت از نظر اينكه قوا و نيروهاى غيبى قائم بذات و بآفريدگار هستند و امر كه متعلق بدفاع باشد چه بطور حلول و چه به صورت خيال و يا به صورت حسى نخواهد بود و رؤياى ابراهيم ( ع ) كه در حال خواب صحنه مثالى به او ارائه شد و در حالى كه رسول بوده است .
و جمله از روايت
و النبى ربما يسمع الكلام
مراد سماع و شنوائى عقلى است بدون اينكه توأم با حس باشد يعنى مقرون با نيروى احساس نخواهد بود هم چنان كه در باره امام گفته شد .