از آن كفران نعمت بوده و جز از طريق تعليمات آسمانى ميسر نخواهد بود و بمقتضاى هدايت عمومى اين چنين دركى در نوع بشر لازم است كه عهدهدار سعادت واقعى و همه جانبه بشر باشد .
ناگزير بر حسب نظام هدايت عمومى سلسله بشر كه غرض از آفرينش است آفريدگار گروهى را بيافريند و به آنان نيروىگيرنده سروشهاى غيبى و تعليمات ربوبى موهبت فرمايد كه حقيقت آن را در خود بيابد و به آن نيروى روح قدسى گفته مىشود و آن فرد در امثال كامل حقيقت انسان قرار دهد و به او نبى و پيامبر گفته مىشود يعنى دانش آموز تعليمات غيبى و اين موهبت به منظور تعليم و تربيت سلسله بشر و دعوت بتوحيد است .
چنان كه بر حسب آيه
وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي
20 - 44 آفريدگار بموسى كليم عليه السلام فرمود براى نشر توحيد و دعوت جامعه بشر به خداپرستى و سوق آنان بسوى سعادت تو را تعليم و تربيت نمودهام .
و نيز برسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله فرمود
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
اى رسول گرامى حقايق معارف و يگانه گوهر امكان را از آفريدگارت يافتى و يگانه مثال حكمت و تدبير آفريدگار هستى پس روح قدسى و گيرنده الهامات غيبى محور نظام هستى و مثال صفات ربوبى است كه صحنه وجود و بقاء نشئه برزخ و عالم قيامت و بهشت رضوان و دوزخ از پرتو اين لطيفه باقى و پاينده خواهد بود .
و منصب امامت عبارت از جنبهء پيشوائى و زعامت و تبليغ احكام الهى و وظايف دينى است چه با منصب رسالت توأم باشد و چه از طريق ظاهر باينكه مردم را بتوحيد و پيروى از وظايف دينى دعوت نمايد و چه از طريق باطن كه با نيروى غيبى و تصرف معنوى واسطه در فيوضات آفريدگار باشد و بر عقيده و اعمال مردم آگاه بوده و پيروان مكتب قرآن را بسوى سعادت سوق دهد و برساند ، زيرا عقيده و اعمال و كردار اختيار مردم مانند ساير موجودات داراى جنبه ملكوتى