تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
كريمهء را مىشنيد با قلب خود و وحى را مىفهميد اين قسم اعلى مرتبه وحى آن است و اختصاص برسول و نبى دارد و مرتبه نازل وحى آنست كه مطلب علمى را از هاتف و موجود غيبى بفهمد و بشنود ولى گوينده را مشاهده ننمايد ولى مطلب را بلفظ و يا بمعنائى در قلب شنونده القاء نمايد هر دو صورت وحى صادق است و الهام اخطار بقلب است بدون واسطه‌اى كه مطلب علمى و معارفى باشد و يا امر حادث خارجى كه در قلب نورانى خطور نمايد . و اما محدث فقط اختصاص بامر خارجى دارد نه علمى و معارفى هم چنان كه در لفظ حدوث و پيش آمد استفاده مىشود امر حادث خارجى را بازگو كند مانند تحديث جبرئيل امين با صديقه مريم عليها السلام . نبوت عبارت از نيروىگيرنده تعليمات غيبى است كه بعض افراد بشر بنام پيامبران در اثر موهبت روح قدسى با ساحت كبريائى ارتباط مىيابند و بمقتضاى هدايت عمومى از چنين ارتباط و آموزش لازم است و از مظاهر صفت ربوبيت است تا سلسله بشر بتواند به كمال كه در كمون او بوديعت نهاده شده نائل گردد زيرا بشر از طريق حواس و نيروى خرد فقط مىتواند سود و زيان و نيازهاى اوليه زندگى خود را بتدريج درك كند و بفهمد ولى قانون و برنامه‌اى كه بتواند سعادت بشر را از هر لحاظ تأمين نمايد بدست نياورده و به آن پى نبرده است زيرا انسان اجتماعى با عواطف و افكار او كه در محور تأمين نيازهاى زندگى دور مىزند هرگز نميتواند قوانين و برنامه‌اى تنظيم كند كه مواسات بطور كامل در طبقات اجتماع فرمانروا باشد و سعادت واقعى و انتظام معيشت عموم بشر را به عهده بگيرد . بالاخره برنامه اعتقادى و خلقى و علمى كه بتواند كمال نهفته‌اى كه پروردگار در كمون انسان نهاده بظهور برساند و بمقامى از انسانيت رهبرى كند بشر هرگز به آن دسترسى نخواهد داشت جز در اثر ارتباط بعض افراد با دستگاه تعليمات غيبى زيرا معرفت آفريدگار و ستايش از نعمت آفرينش به حكم خرد لازم است و تخلف