خلاصه از جهات بسيارى وحى و نبوت و رسالت كبراى رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله را نبايد بوحى و القائات غيبى و سروشهاى قلبى كه برسولان اولو العزم شده قياس نمود .
هم چنان كه از آيات كريمه مانند
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
و نظاير آن صريحا استفاده مىشود باينكه نتيجه رسالت كبراى رسول صادع اسلام صلّى اللَّه عليه و آله اعلى و محصول رسالت رسولان نامبرده است و از هر لحاظ فضيلت و مزيت زياده بر تصور دارد چه از لحاظ وحى و چگونگى و دوام آن و چه از لحاظ حقايق و اسرار موحى به كه مورد وحى قرار گرفتهاند و چه از لحاظ صدور وحى از ساحت ربوبى و القاء بقلب رسول صلّى اللَّه عليه و آله و وساطت امين وحى جبرئيل عليه السلام و اينكه هر يك از آيات معجزه دايم و ابدى است و صدور آيه از مقام قدس ربوبى و تلقى و القاء به قلب رسول صادع اسلام همه اين خصوصيات اختصاص بنزول آيات كريمه قرآنى دارد كه پيوسته يعنى مدت و اجل ممتدى با چگونگى خاصى بر رسول صلّى اللَّه عليه و آله نازل شده است و از جهتى از جهات اشتراك با وحى ساير رسولان نخواهد داشت .
و غرض از اين مقدمه نيز بيان حقيقت مقام امامت اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله است كه همانطور وحى و نزول آيات كريمه قرآنى توسط امين وحى و القاء برسول صلّى اللَّه عليه و آله قابل قياس بوحى ساير انبياء و رسولان نبوده همچنين امامت اوصياء طاهرين رسول عليهم السلام قابل قياس به نبوت و وحى و رسالت رسولان نخواهد بود زيرا با نزول آيات قرآنى بر رسول صلّى اللَّه عليه و آله بيدرنگ همان آيات قرآنى و تعليمات ربوبى را رسول صلّى اللَّه عليه و آله به على بن ابى طالب ( ع ) القاء و تعليم ميفرمود و بر حسب روايات بسيار كه در اين باره رسيده مبنى باينكه رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود من مدينه علم هستم و على ( ع ) باب مدينه است و محيط به آن است و شأن مدينه احاطه بمحتويات است و على شارح و مبين اسرار و مرشد تفاصيل و حل مشكلات است همچنين قول رسول صلّى اللَّه عليه و آله
يا على انت منى بمنزلة هرون من موسى الا انه لا نبى بعدى
و نيز قول رسول صلّى اللَّه عليه و آله «
اعطيت جوامع