تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
امير مؤمنان ( ع ) در خطبه قاصعه ميفرمود همه شما مردم ميدانيد كه موضع من برسول صلّى اللَّه عليه و آله از نظر قرابت نسبى و سببى چگونه است مرا در حجر و جنب خود قرار ميداد و من كودك بودم مرا به سينه خود ميچسبانيد و مرا در بستر خود ميخوابانيد و بدن مبارك خود را به من ميچسبانيد و رائحه عرق طاهر او را مىبوئيدم و لقمه غذا را آماده مىنمود و در دهان من ميگذارد و پيوسته بهمراه او بودم و از او پيروى مىنمودم مانند نوزاد كه از مادر خود تبعيت مىنمايد . قوله ( ع ) حتى قال اللَّه
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
فقال اللَّه
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
من عبد صنما او و ثنا لا يكون اماما : بر حسب دلالت آيات كريمه باينكه مناصب نبوت و رسالت و خلت كه بطور تدريج بابراهيم خليل ( ع ) موهبت شد در اواخر عمر شريف او ساحت كبريائى به او پيشنهاد نمود كه منصب عالىترين به تو موهبت خواهيم نمود باينكه بمقام امامت نائل شوى و آن عبارت از مقام شهادت بر عقايد قلبى و اعمال جوارحى مردم و تصرف معنوى در باره سوق مردم بسعادت و تقرب بساحت قدس ربوبى است . ابراهيم خليل ( ع ) زياده بر اين موهبت درخواست نمود كه بعضى از فرزندان او را نيز مورد موهبت منصب امامت قرار دهد هم چنان كه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه ميفرمود انا من دعوت جدى ابراهيم مبنى بر اينكه جد من ابراهيم خليل ( ع ) مقام و منصب امامت و رسالت و خاتميت را از ساحت كبريائى براى من درخواست نموده است بديهى است كه منصب را براى بعض فرزندان صالح خود خواسته است كه رسالت و خاتميت را نيز حايز است نه براى بعض فرزندان بدون قيد صلاح كه شامل مطلق فرزند گردد زيرا مقام خلت و قدس روح ابراهيم ( ع ) منزه از اين درخواستى است كه پذيرفته نخواهد شد با توجه باينكه هرگز رسولان از ساحت ربوبى درخواستى نخواهند نمود جز پس از اينكه در آن باره اذن و اجازه‌اى صادر از مقام كبريائى شده باشد و خواسته مورد اجابت بطور حتم قرار گيرد .