هشام با آن چه ميكنى .
پاسخ مزهها را با آن مىفهمم .
هشام آيا شما گوش دارى .
پاسخ بلى .
هشام با آن چه ميكنى .
پاسخ با آن صدا را مىشنوم .
هشام آيا شما دل و قلب داريد .
پاسخ بلى .
هشام با آن چه ميكنيد .
پاسخ هر چه را كه با اعضاء و حواس خود حس نمايم بدان وسيله تميز مىدهم .
هشام چگونه اين نيروهاى احساسى ترا بىنياز نمىنمايد .
پاسخ نه .
هشام چگونه مىشود با اين نيروها باز محتاج به قلب هستى .
پاسخ اى پسر هنگامى كه اعضاء و نيروهاى احساسى من در احساس خود ترديد داشته باشند در رفع ترديد و تشخيص حقيقى به قلب خود رجوع مىنمايم آن نيروئى است كه فورى تميز ميدهد و رفع شك مرا مىنمايد .
هشام حق تعالى قلب را براى رفع شك و ترديد هر يك از حواس معرفى نموده كه با رجوع به قلب تميز داده و مشخص مىشود .
پاسخ بلى چنين است قلب براى تميز حقيقت و رفع شك هر يك از حواس است .
هشام اى ابا مروان كه كنيهء عمرو بن عبيد است حق تعالى نيروهاى و حواس ترا به خود آنها باز نداشته كه هر چه حس نمايند و يا ترديد نمايند بلكه نيروى قوى ترى بر آنها گمارده كه چنانچه ترديد نمايند آن نيرو با توجه رفع شك را بنمايد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٦٢