تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
شرح گروهى از يهود نزد عالم و حاخام بزرگ و پيشواى خود گرد آمده به او گفتند اين شخص و مراد امير مؤمنان ( ع ) شخص دانشمندى است ما را بحضور او ببر از او سؤالاتى بنمائيم و به خدمت آن حضرت آمده گفتند امام در مقر حكومتى است بانتظار او خواهيد بود تا اينكه امام ( ع ) خارج گردد . دانشمند يهودى بحضور امام عليه السّلام عرض نمود ( بحضور آمده‌ايم كه سؤالاتى بنمائيم . امام ( ع ) فرمود اى مرد يهودى هر چه بخاطرت ميرسد سؤال بنما سائل عرض كرد سؤال من از آفريدگار تو است كه چه وقت بوده و چگونگى او چيست . قوله ( ع ) : كان بلا كينونية كان بلا كيف كان لم يزل بلا كم و بلا كيف : امام ( ع ) فرمود ساحت آفريدگار موجود بود بدون اينكه در او شائبه عدم و ماهيت و يا نقص و يا امكان بوده است بلكه موجود حقيقى بحت و بسيط قائم بذات مىباشد بالاخره كلمه بلا كينونية مفاد آن آنست كه وجود و كون او ذاتى و قائم بذات و بدون عاريتى است و كينونت زائدى ندارد كينونت اسم مصدر و يا نسبت و كلمه معدوله يعنى كون او توأم با حدوث نبوده نه در ذات و نه در صفات .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 114 | محمد حسينى همدانى نجفى