و وابسته محض بساحت اويند عوالم خلق كه از موجودات مادى صورت ميگيرد همه اثرى از عوالم امر و تدبير است كه بوسيله نيروهاى غيبى فيوضاتى كه از ساحت كبريائى و رشحات و اشعه از حريم او صادر مىشود سبب سعه نظام امكانى است و ظهورى از صفت ربوبيت او نسبت به همه عوالم است و صفت تبارك را مستند بلفظ جلاله اللَّه نموده مبنى بر اينكه مظاهر كبريائى او كه عوالمى علوى و سفلى را فرا گرفته و ظهورى از بركت و سعه وجودى و قدرت قاهره و مبدئيت براى بسط عوالم است و همه ظهورى از لفظ جلاله و واجد همه صفات واجب مىباشد .
زيرا اشاره شد كه لفظ جلاله اللَّه علم براى قدس ربوبى است كه صفات ذاتى و توحيد افعالى در آن منطوى و درج است .
قوله ( ع ) : ويلك ايها السائل ان ربى لا تغشاه الاوهام و لا تنزل به الشبهات و لا يحار من شىء و لا يجاوره شىء و لا تنزل به الاحداث
امام ( ع ) بطور خلاصه بسائل تذكر ميدهد با اين بيانات كه در باره تعريف ذات و صفات كبريائى ذكر شده آنست كه هرگز اوهام و پنداشت بشر بر ساحت كبريائى او احاطه نخواهد يافت و هرگز شبههاى خلجان نخواهد نمود .
و توضيح آنست كه سؤال سائل متى كان و اين يكون اين گونه عوارض نقص و از شئون موجودات عاريتى و زمانى است كه محكوم بحدود و عوارض و نقص است و نيز لوازم و نواقص ديگر بىشمارى را در بردارد از قبيل احتياج به مكان كه محدود و مورد احاطه قرار گيرد و نيز لازم آن مجاورت و محدوديت از هر لحاظ است و اينكه معرض عوارض قرار خواهند گرفت .
خلاصه قول امام عليه السلام
( انما يقال لشيء لم يكن متى كان )
آنست كه سؤال به لفظ متى عبارت از نسبت موجودات متغير به زمان است و لازم آنست كه موجود در پارهاى از زمان تحقق پذيرفته باشد و غير موجود در سابق و لاحق
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١١٠