قوله ( ع ) : انشأ ما شاء حين شاء بمشيئته لا يحد و لا يبعض و لا يفنى .
بيان نفوذ اراده و خواست كبريائى است كه هيچ شرط و قيدى براى آن تصور نميرود زيرا شرط از نقص است .
و اراده و مشيت و خواسته كبريائى سبب تام براى ايجاد است و ظهورى از صفت قدرت و مبدئيت براى خلق است و در اثر نفوذ اراده هرگز خواسته او تجزيه نمىشود كه پارهاى از خواسته او بوجود بيايد و پاره ديگر بتأخير افتد و يا وابسته به شرط باشد و همچنين اراده او كه ظهورى از صفت ربوبيت و خالقيت او است فناء پذير نخواهد بود بلكه عوالم امكانى ظهورى نازل از صفت ربوبيت و مراد و خواسته كبريائى او است .
قوله ( ع ) : لا يحد و لا يبعض و لا يفنى :
ساحت كبريائى وجود صرف و بسيط حقيقى و نامحدود است و حد عبارت از ماهيت و تيرهگى است كه لازم وجود عاريتى است كه توأم با عدم و نقص خواهد بود و حد لازم ماهيت و جنس و فصل و تركيب است از ماده و صورت و همچنين ساحت او قابل تبعيض و تجزيه ذهنى و خارجى و وهمى و تصورى نخواهد بود و همچنين ساحت قدس او فناء پذير نخواهد بود زيرا فناء و زوال لازم مركب از اجزاء و از قوه و فعل است زيرا قوه بقاء و فعليت بقاء و اجتماع دو نيروى قوه و فعل در موجود واحد بقياس بامر واحدى سبب تركيب خارجى از ماده و صورت است و اين نقص است ساحت كبريائى وجود واجب بسيط قائم بذات و منزه از نقص امكان است .
قوله ( ع ) : كان اولا بلا كيف و يكون آخرا بلا اين :
در اثر وجود واجب بذات قدس احديت خود اول است و همچنين آخر است بدون اينكه صفت زايدى باشد و آخريت او عين اوليت او است زيرا احديت وجود
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٠٧